۶۰۰

نوشته شده توسط امین در ۱ خرداد ۱۳۹۰

فرهاد کوه رو کند و سربلند پیش شیرین برگشت

اما فهمید شیرین از مجنون حامله ست

یک دیدگاه برای “۶۰۰”

  1. Asiyeh گفت:

    :دی
    از دست تو اینا چیه م ینویسی خجالت بکش

دیدگاه‌تان را ارسال کنید ...


Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.