جواب هم میده

  • نویسندهٔ نوشته:
  • دسته‌ نوشته:وردپرس

لا يُكَلِّفُ اللَّـهُ نَفْسًا إِلَّا مَا آتَاهَا سَيَجْعَلُ اللَّـهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْرًا خداوند هیچ کس را جز به مقدار توانایی که به او داده تکلیف نمی‌کند؛ و خداوند بزودی بعد از سختیها آسانی قرار می‌دهد سوره طلاق - آیه 7

ادامه خواندنجواب هم میده

وقایع نگاری یک میزبان

  • نویسندهٔ نوشته:
  • دسته‌ نوشته:وردپرس

مهمون ها نشستن و مشغول تولید مزاحمت صوتی + دیدن تلویزیون صدای استفراغ کردن بازیگر زن پخش میشه و بلافاصله پسرداییم که کلاس اوله: حامله ست! مرده ی این ملت و اطلاعات و آگاهی هاش و صدا و سیماشم!

ادامه خواندنوقایع نگاری یک میزبان

دگر عضو ها را نماند قرار؟؟

  • نویسندهٔ نوشته:
  • دسته‌ نوشته:وردپرس

خیلی نزدیک بودن نزدیکتر از اونی که بتونی ندیده بگیریشون، یا بخوای فراموششون کنی خونواده ی 5 نفره ای که توی یه اتاقک 7 ـ 8 متری زندگی میکردن و ای کاش میشد اسم اتاقک روش گذاشت خونواده ای که نتیجه ی یک ماه کارشون میشد 10 هزار تومن میفهمی یعنی چی؟ یعنی یک ماه کار می کردن و با ماحصل یک ماه کارشون میشد 4 تا بسته آدامس خرید همون آدامسی که 3 ـ 4 روز پیش توییت کردم " این آدامس فایو هم هرچی میجوییش آخ نمیگه ها لامصگ! " یعنی یک فصل که کار کنن با درآمدشون میشه یه وعده غذا خورد. فقط 1.5 ساعت بالاتر. تجریش. یه پرس استیک روم نشد عکس بگیرم مگه من چه برتری ذاتی ای داشتم که من عکاس باشم و اونها سوژه ؟؟ با چشمهای خودم حدود 20 تا خونواده رو دیدم بیشتر از اون رو نتونستم / نخواستم / تحمل نداشتم / ترسیدم فقط 1.5 ساعت فاصله داشتن. از تجریش و فرمانیه و ... اون 2200 تا خونواده

ادامه خواندندگر عضو ها را نماند قرار؟؟

359

  • نویسندهٔ نوشته:
  • دسته‌ نوشته:یاهو 360‏

مسئله این نیست که حرفات رو قبول ندارم یا نمیخوام راه حل هات رو بپذیرم؛ از نسخه های تو خسته شدم میخوام خودم باشم خودم بسنجم خودم پیدا کنم خودم برم، اگه تو و امثال تو بذارین

ادامه خواندن359

حفاظت شده: مرز

  • نویسندهٔ نوشته:
  • دسته‌ نوشته:وردپرس

یه زمانی برات تفریح بودن یه زمانی شدن آشنا اما یه زمانی شدن دوست دیگه وقتی مهمون دارین حوصلت سر میره، از تک تکه لحظه ها برای فرار به سمت کیبورد استفاده میکنی دیگه وقتی اینترنتت قطع باشه استخون درد میگیری دیگه صبح ها که از خواب بلند میشی، معدت خالی و قند خونت پایین نیست، بلکه چند ساعتی از نت بی خبر بودی! اول یه سرکی به دوستات و اینترنت میزنی، بعد میری سراغ صبحانه دیگه حتا دلیلی برای پشت سیستم نشستن نداری، بهش نیازی نداری! برای زل زدن به مانیتور خالی دنبال دلیل نمیگردی دیگه دوستات پسوند مجازی رو یدک نمیکشن، دیگه بهشون نمیگی مجازی دیگه اسمشون فقط یه کلمه ست دوست دیگه عادت کردین که با چند کلمه درد ها و شادی های مشترک پیدا کنین دیگه عادی شده که با زدن چنتا دکمه بهم محبت کنین با چنتا دکمه ی دیگه خشمتون رو نشون بدین با چنتای دیگه ناراحت بشین دیگه هر کلیکی معنی داره، مفهوم داره، روح داره دیگه توی زندگیت مرز حقیقی و مجازی وجود نداره دیگه مرز ها جداتون نمیکنن

ادامه خواندنحفاظت شده: مرز

بازم قر و قاطی

  • نویسندهٔ نوشته:
  • دسته‌ نوشته:وردپرس

اما خوب که فکر میکنم، به این نتیجه میرسم که همون صد رحمت به پوست کرگدن و جون  ِ سگ ما که اونا رو میذاریم جیب بغلمون دقت کردی چند وقته که حالمون بده اما به هیچ جامون حساب نمیکنیم؟! یعنی حالا حساب هم بکنیم، چیکار کردیم؟ باهاش ساختیم و ادامه دادیم دیگه . حالا از اسم این سایت داد گستری(؟)  هم که بگذریم میمونه اینکه سایتش اصلن بالا نمیاد، بعلاوه اینکه فایرفاکس هشدار میده که این یه سایت مخربه! dad.ir . حدود 1.5 گیگ آهنگ دانلود کردم امروز بدون اینکه بدونم چیه مام ژانری شدیم برا خودمون! . اون از دیروز که هرجا رفتم سایت دانشگا باز نشد سایت هربانکی هم رفتم، سرورش خوابید! اینم از اینکه هیچ آنتــی فــیـلــتـری برامون کار نمیکنه . حدود 20 تا آهنگ اینور اونور ِ دسکتاپم آویزونن که مدتهاست میخوام آپ کنمشون . هنوزم که هنوزه یه عده به دنبال فیلم ســـکــ.سـی زهرا امیر ابراهیمی سرچ میکنن و میرسن به وبلاگ ِ ما! :))  یادم باشه چنتا فیلم یا آپ کنم یا لینک بدم که این بنده خدا ها ناراحت نشن . مامانم اومده دستشو گذاشته رو شونم میگه ما اونوریم! منم میگم منم اینجام خونه که هستم یا خوابم یا پای این سیستم ِ لعنتی اما نباشم چیکا کنم؟ . خداییش همه ی اینا رو خوندی؟ :* !

ادامه خواندنبازم قر و قاطی

قرار!

  • نویسندهٔ نوشته:
  • دسته‌ نوشته:علی الحساب

ما فکر میکردیم خودمون تنبلیم (همون ... ) نگو اشتباه میکردیم، اکثر دوستامون هم از این ویژگی برخوردارن! (خوشبختانه؟) منظور؟ منظور اینکه همه منتظر هستن تا من پست بذارم و هماهنگ کنم! خلاصش اینکه با صحبت هایی که شد، به این نتیجه رسیدیم که پارک طالقانی (جهان کودک) جای نسبتن مناسبیه. هم دسترسی به بزرگراه و هم پارکینگ و هم داشتن مترو ساعتش هم من حوالی 3 و 4 در نظرم بود، اما دوستان گفتن که ظهر قرار بذاریم. ناهار رو هم هرکس با خودش بیاره و کار جالبیه و اینا! پس در نتیجه هرکس دوست داره بیاد و بیرون از نت هم بقیه رو زیارت کنه(!) برنامش رو ظهر روز چهارشنبه خالی کنه و ناهارش رو هم آماده! برای ساعت دقیقش هم یه ایمیلی، آی دی ای چیزی برجا بذارید تا بهتون خبر بدم این عکس ها هم مربوط به همون پارک هستن میبینمتون ;)

ادامه خواندنقرار!

Evanescence - Before The Dawn منظره شهر - دیشب --------------------- بریم؟ هر دو رو؟ دوشنبه ساعت 3:30. قرار انقلاب؟ ـ نمایشگاه گروه پژوهش های تاریخ عکاسی ایران نگارخانه لاله 12 تا 22 دی ماه - ساعت 9 تا 13 و 15 تا 19 ه خ فاطمی - ضلع شمالی پارک لاله - جنب هتل لاله - نگارخانه لاله ـ نمایشگاه نقاشی و عکاسی نگارخانه نوروز هنر 19 تا 29 دی ماه - ساعت 16 تا 20بجز پنجشنبه ها خ گاندی - ک هشتم - پ 64 - واحد یک ممیز سه

ادامه خواندن

شب

  • نویسندهٔ نوشته:
  • دسته‌ نوشته:علی الحساب

این شب ها که میگذرند... همه به روز فکر می کنند شما چطور؟ به پست هایی (بخون دری وری هایی) فکر میکنم که می نویسم و پابلیششون نمیکنم به بلاگ هایی که میخونم و کامنت نمیذارم به خبر هایی که میخونم و نمیخونم... میخونم ... نمیخونم به ساعت هایی که پای کتاب هستم و صفحه هایی که جلو نمیرن به دقایقی که به کل کل ها و فحش دادن های دوستانه میگذرونم. بدون هدف ... بدون هدف به فحش هایی که توی ذهنم میدم و سعی میکنم اقلن به زبون نیان به درسایی که نخوندم به کارایی که نکردم به دوستایی که داشتم و الآن ندارم به زندگی ای که میتونه تموم شه، چه راحت و سریع... بدون اینکه خیلی از کارهایی که باید رو انجام داده باشم به همین پست لعنتی که بدون اینکه حتا یکبار بخونمش یا بهش فکر کنم دارم مینویسمش در حالی که نوشته های دیگه توی اتاقم ولو هستن

ادامه خواندنشب