:)

دوس ندارم وقتی مردم، جنازم خوراک کرم ها و هزارپاها و لارو مگس ها و پشه ها بشه دوست دارم کود بشم برای درخت انگور این انگور بی دونه سبزا یا درخت سیب این سیب های ترد سبز یا قرمز

ادامه خواندن:)

زندگی

فاصله ی بین مای بی بی تا ایزی لایف پ ن: ظاهرن یکی از دوستان از ایزی لایف راضی بوده (+) کسی آمار مای بی بی رو نداره؟

ادامه خواندنزندگی

یارانه

در مصرف آدم ها صرفه جویی کنین آدم ها میسوزن آدم ها تموم میشن آدم ها جزو سوخت های تجدید ناپذیرن آدم ها طول میکشه تا دوباره شکل بگیرن

ادامه خواندنیارانه

آیا میدانید؟!‏

  • نویسندهٔ نوشته:
  • دسته‌ نوشته:علی الحساب

لزومی نداره همه ی آخرین ها رو خراب کنید میتونید اونها رو سالم بذارید، یا توضیح بدید و یا بی توضیح برید اما وقتی نمیخواید توضیح بدید ادای کسی که میخواد رو در نیارید و وقتی میخواید برید، همه چیز رو خراب نکنید کسی وظیفه ی ریدن به زندگی طرف مقابل رو به شما محول نکرده  

ادامه خواندنآیا میدانید؟!‏

+ اگه دوباره بهت فرصت زندگی بدن و بگن میتونی دوباره از اول شروع کنی، چیکار میکنی؟ × گه نخور! از این لعنتی همین یکبارش هم زیادیه!

ادامه خواندن

به آدم ها نزدیک نشین آدم ها رو از دور دوست بدارید انسان ها؛ حیوانات خطرناکی هستند

ادامه خواندن

هان؟؟!‏

  • نویسندهٔ نوشته:
  • دسته‌ نوشته:وردپرس

بعد سؤالی که پیش میاد اینه که آدما چطور میتونن بارها شریک زندگیشون - حالا تو بگو دوست دختر/دوست پسرشون ، پارتنرشون ، نامزدشون ، دوستشون ، همسرشون ... - رو عوض کنن و بعد به زندگیشون ادامه بدن، احساس زنده بودن بکنن، احساس آدم بودم بکنن   مگه محبت/علاقه/عشق... هم یه چیزیه مثل روده، که هروقت پر شد یه جا یه جوری تخلیش کنی و بازهم از اول. بازهم ادامه ی زندگی باز هم... ؟؟؟ ×  

ادامه خواندنهان؟؟!‏

دستمو دوست داشت…‏

  • نویسندهٔ نوشته:
  • دسته‌ نوشته:وردپرس

سه سال بود دوست بودیم سه ساله دوستیم توی رستوران، جلوی اون همه آدم، داشتم گریه میکردم نمیتونستم جلوی اشکام رو بگیرم آدما برام مهم نبودن مهم نبود چه فکری میکنن تا حالا تقریبن به طور اتفاقی هم دستمون به هم نخورده بود بهش گفتم فلانی دستمو بگیر فهمید منظورم از یخ کردن چیه ------------------ چند ماه بود دوست بودیم نزدیک دو ساله دوستیم اولین بار بود هم مسیر شده بودیم موقع خداحافظی دستش رو دراز کرد که دست بده خودمو زدم به ندیدن ------------------ سه سال بود دوست بودیم ... رفته بودم خونشون چهار هفته بود فشارم بالا بود، مدام گرمم بود، عرق میکردم، تپش قلب داشتم... یهو یخ کردم بهش گفتم فلانی، سردمه، بغلم کن ------------------ چند ساله دوستیم از دبیرستان، همیشه سعی میکرد دستم رو بگیره بقیه بهمون میخندیدن

ادامه خواندندستمو دوست داشت…‏