نه شناختن

  • نویسندهٔ نوشته:
  • دسته‌ نوشته:وردپرس

از خوبی های نشناختن آدم ها اینه که وقتی میرن دیگه ناراحت نمیشی لازم نیست ناراحت بشی ----------- وقتی میمیرن وقتی عوض میشن وقتی طوری میشن که دیگه نمیشناسیشون وقتی ...

ادامه خواندننه شناختن

Keep faking

  • نویسندهٔ نوشته:
  • دسته‌ نوشته:وردپرس

DO NOT try to be honest with yourself. You have no idea how much you've been hiding behind the lies you tell yourself; You have no idea how much that keeps your mind together. Keep faking it, just keep faking. من از اینجا آوردمش

ادامه خواندنKeep faking

چیپس و پنیر

  • نویسندهٔ نوشته:
  • دسته‌ نوشته:وردپرس

تصمیمم رو گرفتم دوسـِت دارم نه به خاطر مزه ت نه دود سیگار همراهت به خاطر اینکه الآن، همین الآن دلم تنگ شد -------- وقتی ظرف یکی دو ساعت 5-6 تا پست بنویسی، مجبوری بعضی هاش رو تو درفت سِیو کنی! -------- اطلاع رسانی! احتمالن تا مدتی توی این بلاگ، دری وری هایی مثل چند پست اخیر نوشته میشه

ادامه خواندنچیپس و پنیر

وقتی من نبودم

  • نویسندهٔ نوشته:
  • دسته‌ نوشته:وردپرس

خودمو میبینم ، خودمو میشنوم ، خودمو فکر میکنم تا هستم جهان ارثیه ی بابامه سلاماش، همه ی عشقاش، همه ی درداش، تنهاییاش ... وقتیم نبودم ، مال شما . اگه دوست داری با من ببین یا بذار باهات ببینم با من بگو ، یا بذار با تو بگم سلامامونو ، عشقامونو ، دردامونو ، تنهاییامونو ... ×

ادامه خواندنوقتی من نبودم

صدم ثانیه

  • نویسندهٔ نوشته:
  • دسته‌ نوشته:وردپرس

وقتی میشه به سادگی یک کلیک حذف کرد به سادگی یک کلیک حذف شد نیست شد اینکه فکر کنی اینکه صبر کنی اینکه وقت بدی اینکه بمونی اینکه نگه داری ؛ شعور فوق العاده ای میخواد

ادامه خواندنصدم ثانیه

مهر

  • نویسندهٔ نوشته:
  • دسته‌ نوشته:وردپرس

یه زمانی اول مهر که میشد، از زیر قرآن ردمون میکردن و اون شعر اعصاب خرد کن ِ باز آمد بوی ماه مهر ِ تلویزیون... و خیلی چیزهای دیگه که تا بودن حتا شاید اعصاب خرد کن بودن، اما الآن که صرفن یه خاطره هستن، یادشون خیلی خوشاینده ------------- تا هست، تا پیشته، صرفن حس کوچیک و خوشایند اینکه هست که باز پیشته اما وقتی نیست حس خیلی خیلی عمیق دلتنگی... و متأسفانه این حس بستگی به این نداره که کی از هم جدا شدین یک دقیقه پیش، یک ساعت، یا یک روز

ادامه خواندنمهر

روز خوب

  • نویسندهٔ نوشته:
  • دسته‌ نوشته:عکسوردپرس

میخواستم بنویسم امروز روز خوبی بود بعد با خودم فکر کردم روز خوب چجور روزیه؟ ظاهرن تعریف دقیقی نداره اما امروز روز خوبی بود! به لطف بچه ها یه عده آدم خوب رو دیدم، بچه ها رو دیدم، کلی قدم زدم، 2 تا دوست دیگه رو هم دیدم، کلی هم حرف زدیم امیدوارم همه ی روز های همه ی مردم خوب باشه عیدتون هم مبارک! عکس: بعد از نم ِ بارون امروز ـ پارک نیاوران

ادامه خواندنروز خوب

بدون عنوان

  • نویسندهٔ نوشته:
  • دسته‌ نوشته:وردپرس

بچه ها خیلی عاقلن این ما به ظاهر بزرگتر هاییم، که حماقت رو ذره ذره لحظه لحظه و روز به روز تو کالبدشون تزریق می کنیم تا در نهایت یه احمقی مثل بقیه رو تحویل بگیریم *            *            * امشب داشت می رفت مسجد یه چادر مشکی سرش کرده بود، دفتر نقاشی و مداد رنگی هاش رو هم برداشته بود! بهش گفتم اونجا میری هم نقاشیت رو بکش هم دعا کن چیزایی که میخوای رو به خدا بگو بگو همه مریضا خوب شن منم دعا کن سرش رو انداخت پایین و گفت: لاک دارم گفتم: عیب نداره که. نداشتی بهتر بود، اما حالا هم عیبی نداره که ----------- بعد نوشت: نه اینکه خونواده ی بسته یا متحجری داشته باشه. نه اتفاقن! اما بزرگترا گاهی حرفایی میزنن، یا حرفاشون رو جوری میزنن، که نتیجش حتا میتونه گرفتن حق حرف زدن با خدا باشه

ادامه خواندنبدون عنوان

بچگونه

  • نویسندهٔ نوشته:
  • دسته‌ نوشته:وردپرس

با سلام خدمت فرشته های خوب بی مقدمه دلم گرفته است می شود کمی برای من دعا کنید؟ یا اگر خدا اجازه می دهد یک کمی به جای من خدا خدا کنید؟ ای فرشته ها به دست های من کمک کنید... . بخشی از یه شعر عرفان نظر آهاری . نمیدونم چی شد رفتم تو سایت عمو پورنگ! بعد روی یکی از لینک هاش کلیک کردم که...! خداییش خودتون ببینین برای چی دسترسي به اين سايت امکان پذير نمي باشد ؟!

ادامه خواندنبچگونه