دیگران نویسندهٔ نوشته:امین نوشته منتشر شده است:سپتامبر 15, 2009 دسته نوشته:وردپرس نظرات نوشته:11 دیدگاه ظاهرن آدم گاهی مجبوره اونطور که دیگران میخوان زندگی کنه #نوشته های مشابه: 616 تا کی؟ سر و ته تندتر برو… تو میتونی… دیالوگ: تلاش برچسبها: حرف مطالعه مقالات بیشتر پست قبلیبدون عنوان نوشته بعدیروز خوب شاید دوست داشته باشید :| مارس 5, 2010 چیپس و پنیر سپتامبر 25, 2009 تفریحات سالم ما سپتامبر 2, 2009 It’s with you that I’m going to stay… ژانویه 2, 2009 این نوشته 11 دیدگاه دارد unique پاسخ 16 سپتامبر 2009 نه ! هیچ اجباری وجود نداره . . . امین پاسخ 16 سپتامبر 2009 اگه واقعن هیچ چیز رو اجبار ندونی که زندگی و اجتماع از هم میپاشه سینا پاسخ 16 سپتامبر 2009 آدمیزاد کلا بر اساس نظر دیگران و اینکه دیگران از چه چیزی خوششون میاد زندگی میکنه نه نظر خودش!! امین پاسخ 16 سپتامبر 2009 تا این حد؟! سرور پاسخ 16 سپتامبر 2009 با اختيار مجبور مي شي بله امین پاسخ 16 سپتامبر 2009 فکر کنم آره همینه Silence Depth پاسخ 16 سپتامبر 2009 مجبور نمی شی، هنجارها و نگاه ها و حرف ها مجبورت می کنن که آفریده ی دست آدم ها هستن وقتی این “گاهی” به “غالباً” تبدیل شد آدمیزاد توی خطر افتاده داره عمرش رو جوری زندگی می کنه که دیگران دوست دارن مثل این می مونه که پولش رو برای دیگران خرج کنه یادآوری به جایی کردی مرسی امین پاسخ 17 سپتامبر 2009 :) marya پاسخ 16 سپتامبر 2009 اوهوم. فقط مشکل اینه که گاهی آدم اشتباه می کنه و جایی ام که آزادی عمل داره بازم طبق عادتش مطابق خواست بقیه زندگی می کنه محمد پاسخ 16 سپتامبر 2009 خدا نصیب نکنه خیلی حس بدیه من دلم میخواهد راه خودم را بروم بر خلاف جهت و سمت فلش امین پاسخ 17 سپتامبر 2009 البته همیشه هم بد نیست لزومن دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخدیدگاهبرای نظر دادن، نام یا نام کاربری خود را وارد کنید برای نظر دادن، ایمیلتان را وارد کنید نشانی وب سایت خود را وارد کنید (اختیاری) ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی مینویسم. Δ
سینا پاسخ 16 سپتامبر 2009 آدمیزاد کلا بر اساس نظر دیگران و اینکه دیگران از چه چیزی خوششون میاد زندگی میکنه نه نظر خودش!!
Silence Depth پاسخ 16 سپتامبر 2009 مجبور نمی شی، هنجارها و نگاه ها و حرف ها مجبورت می کنن که آفریده ی دست آدم ها هستن وقتی این “گاهی” به “غالباً” تبدیل شد آدمیزاد توی خطر افتاده داره عمرش رو جوری زندگی می کنه که دیگران دوست دارن مثل این می مونه که پولش رو برای دیگران خرج کنه یادآوری به جایی کردی مرسی
marya پاسخ 16 سپتامبر 2009 اوهوم. فقط مشکل اینه که گاهی آدم اشتباه می کنه و جایی ام که آزادی عمل داره بازم طبق عادتش مطابق خواست بقیه زندگی می کنه
محمد پاسخ 16 سپتامبر 2009 خدا نصیب نکنه خیلی حس بدیه من دلم میخواهد راه خودم را بروم بر خلاف جهت و سمت فلش
نه !
هیچ اجباری وجود نداره
.
.
.
اگه واقعن هیچ چیز رو اجبار ندونی که زندگی و اجتماع از هم میپاشه
آدمیزاد کلا بر اساس نظر دیگران و اینکه دیگران از چه چیزی خوششون میاد زندگی میکنه نه نظر خودش!!
تا این حد؟!
با اختيار مجبور مي شي
بله
فکر کنم آره
همینه
مجبور نمی شی، هنجارها و نگاه ها و حرف ها مجبورت می کنن که آفریده ی دست آدم ها هستن
وقتی این “گاهی” به “غالباً” تبدیل شد آدمیزاد توی خطر افتاده
داره عمرش رو جوری زندگی می کنه که دیگران دوست دارن
مثل این می مونه که پولش رو برای دیگران خرج کنه
یادآوری به جایی کردی
مرسی
:)
اوهوم.
فقط مشکل اینه که گاهی آدم اشتباه می کنه و جایی ام که آزادی عمل داره بازم طبق عادتش مطابق خواست بقیه زندگی می کنه
خدا نصیب نکنه
خیلی حس بدیه
من دلم میخواهد راه خودم را بروم
بر خلاف جهت و سمت فلش
البته همیشه هم بد نیست لزومن