دیالوگ – Rabbit Hole

+ فکر ميکني اونا حقيقت دارن؟

– دنياهاي موازي؟

فکر ميکنم که يه علم اوليه ست

ميدوني، اگه فضا نا محدود باشه، هر چيزي ممکنه

+ پس جايي اون بيرون من چيکار ميکنم؟ دارم پنکيک ميپزم؟

يا توي يه پارک آبي هستم؟

+ حتما، بله

– آره؟

+ هر جفتش، هر جايي ممکنه

ميدوني، فکر ميکنم بر اساس قانون احتمالات

هزاران نفر مثل شما و هزاران نفر مثل من اون بيرون هستن

– آره…

و اين فقط نمونه غمگيني از ماست

+ بله، فکر کنم

– ولي نمونه هاي ديگه اي هم هست

که براي اونا، همه چيز روبراهه

– بستگي داره که به علم معتقد باشي

+ از اين فکر خوشم مياد

فکر خوبيه…

يه جايي اون بيرون

من اوقات خوبي دارم…

—————

+ خوب، بايد چيکار کنيم؟

– درباره چي؟

+ نميدونم

– نميدونم

+ يه موضوع انتخاب کن

این نوشته یک دیدگاه دارد

دیدگاهتان را بنویسید