پوست کلفت…
زمان و تجربه و زندگی
از ما موجودات عجیبی میسازه…
بارها شده بود که کابوس رفتن ش رو میدیدم
حتا با فکر کردن بهش گریه م گرفته بود
حالا یک سال ِ که رفته و… حتا یه خداحافظی درست و حسابی هم نکردیم
:) …
زمان و تجربه و زندگی
از ما موجودات عجیبی میسازه…
بارها شده بود که کابوس رفتن ش رو میدیدم
حتا با فکر کردن بهش گریه م گرفته بود
حالا یک سال ِ که رفته و… حتا یه خداحافظی درست و حسابی هم نکردیم
:) …
دلم تنگ شده
ولی به تخمم
بعضی چیزا
دل آدم رو میشکنه
حتا اگه اون آدم خیلی آدم نباشه
اگه اون دل دل نباشه
اگه اون قضیه مهم نباشه
هیچ دوستی قدر پروپرانول مفید نیست
آدما ارزش ارزشمند بودن رو نمی فهمن
ای ساربان آهسته رو کآرام جانم میرود / وآن دل که با خود داشتم با دلستانم میرود
من ماندهام مهجور از او بیچاره و رنجور از او / گویی که نیشی دور از او در استخوانم میرود
گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درون / پنهان نمیماند که خون بر آستانم میرود
محمل بدار ای ساروان تندی مکن با کاروان / کز عشق آن سرو روان گویی روانم میرود
او میرود دامن کشان من زهر تنهایی چشان / دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم میرود
برگشت یار سرکشم بگذاشت عیش ناخوشم / چون مجمری پرآتشم کز سر دخانم میرود
با آن همه بیداد او وین عهد بیبنیاد او / در سینه دارم یاد او یا بر زبانم میرود
بازآی و بر چشمم نشین ای دلستان نازنین / کآشوب و فریاد از زمین بر آسمانم میرود
شب تا سحر مینغنوم و اندرز کس مینشنوم / وین ره نه قاصد میروم کز کف عنانم میرود
گفتم بگریم تا ابل چون خر فروماند به گل / وین نیز نتوانم که دل با کاروانم میرود
صبر از وصال یار من برگشتن از دلدار من / گر چه نباشد کار من هم کار از آنم میرود
در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن / من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود
سعدی فغان از دست ما لایق نبود ای بیوفا / طاقت نمیارم جفا کار از فغانم میرود
واقعیت اینه که همونقدری که دوست نداریم لحظه های خوش زندگیمون رو فراموش کنیم، دوست نداریم لحظه های تلخش هم فراموش بشن
برای همینه که مینویسیمشون، میکشیمشون، ازشون عکس میگیریم… سعی میکنیم که حفظشون کنیم. مثل یه گنج شخصی، مثل یه جای زخم کهنه همراه با کلی داستان و خیال و راز
و کیه که لذت ور رفتن و کندن یه زخم کهنه رو تجربه نکرده باشه
البته همیشه عده ای هستن که فرار میکنن، عده ای که…
بیخیال… هر زخمی داستانی داره و هر داستانی بازیگرهایی
آدما نسبت به هم مسئولن …
( صدای خنده ی حضار )
پاش وایسا
اصلن مهم نیست که چقدر بهتر و چقدر بدتر از اون برای تو وجود دارن
مهم اینه که تو اون شخص رو انتخاب کردی…
البته این بعد از مدت و مراحلیه و نه همون اول قضیه
و ۱۳۸۹ چقدر معنی داشت
چقدر معنی خواهد داشت
که باید تا آخر عمر با خودم حملشون کنم…
و فقط خودم میدونم که بر من چه گذشت
پ ن: راستی من تبریکم رو اینجا گفتم
این روزا آدما قیمت هر چیزی رو می دونن،
ولی ارزش هیچ چیز رو نمی دونن…
از simple.blogsky.com با تغییر