پسرخاله، دختر خاله
پایین کشیدن آسون ِ
بالا کشیدن ِ که پدر آدم رو در میاره و وجود میخواد
پایین کشیدن آسون ِ
بالا کشیدن ِ که پدر آدم رو در میاره و وجود میخواد
I don’t want to talk
About things we’ve gone through
Though it’s hurting me
Now it’s history
I’ve played all my cards
And that’s what you’ve done too
Nothing more to say
No more ace to play
The winner takes it all
The loser standing small
Beside the victory
That’s her destiny
I was in your arms
Thinking I belonged there
I figured it made sense
Building me a fence
Building me a home
Thinking I’d be strong there
But I was a fool
Playing by the rules
دانشگاه تنها چیزی رو که خوب یادم داد این بود که
لازم نیست درست بازی کنی
تنها کافی ِ که نتیجه ی خوبی بگیری
فک کن راه خودت رو عوض کنی
یه راه دیگه رو بری
به خاطر یکی
بعد از یه مدت بگه من رسیدم
روشو اونوری کنه و بره…
سه سال اونجا کار کردم
و فهمیدم
بشاشین توی هرچی احترام و شناخت و آدم خوبی بودن ِ
کار با این چیزا پیش نمیره
سه ماه هم اینجا کار کردم
و فهمیدم
بشاشین توی هرچی دوستی و خیرخواهی ِ
من ِ بدبینی که تاحالا سعی میکردم بدترین حالت ها رو پیش بینی کنم و براشون فکر کنم، زیادی خوش بین بودم
پیش بینی و برنامه ریزی باید همیشه بر اساس بدترین حالت ِ بدترین حالت ها باشه، چیزی به نام آپتیمیستیک وجود خارجی نداره
کار روی خیرخواهی و شعور دیگران جلو نخواهد رفت
متأسفانه اغلب
آدما نمی بخشن ، فراموش میکنن
اینو به پای شعور بالاشون نذارین،
به پای ذهن کم حافظه شون بذارین