420 نویسندهٔ نوشته:امین نوشته منتشر شده است:خرداد 20, 1389 - ژوئن 10, 2010 دسته نوشته:عکس / وردپرس نظرات نوشته:۳ دیدگاه گیر کردم… #نوشته های مشابه: پیر… برچسبها: خدا, خودمونی, عکس مطالعه مقالات بیشتر پست قبلی:) نوشته بعدیپیر… شاید دوست داشته باشید 87/4/10 تیر 10, 1387 - ژوئن 30, 2008 :) فروردین 9, 1389 - مارس 29, 2010 مداد شهریور 22, 1387 - سپتامبر 12, 2008 یه شهری هست که همه شون مسافرن بهمن 3, 1399 - ژانویه 22, 2021 این نوشته 3 دیدگاه دارد unique پاسخ 21 خرداد 1389 - 11 ژوئ 2010 چاره ی کسی که گیر می کنه ، انبر دسته همین سینا پاسخ 21 خرداد 1389 - 11 ژوئ 2010 زیاد دست و پا نزن که بیشتر غرق میشی!! ربط جمله به عکسو نفهمیدم امین پاسخ 22 خرداد 1389 - 12 ژوئ 2010 عکی یه تیکش ثابته ، که آدمه باشه و تیکه ی دیگش داره میره یه فلش هم برای رفتن داره که… دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخدیدگاهبرای نظر دادن، نام یا نام کاربری خود را وارد کنید برای نظر دادن، ایمیلتان را وارد کنید نشانی وب سایت خود را وارد کنید (اختیاری) ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی مینویسم. Δ
امین پاسخ 22 خرداد 1389 - 12 ژوئ 2010 عکی یه تیکش ثابته ، که آدمه باشه و تیکه ی دیگش داره میره یه فلش هم برای رفتن داره که…
چاره ی کسی که گیر می کنه ، انبر دسته
همین
زیاد دست و پا نزن که بیشتر غرق میشی!!
ربط جمله به عکسو نفهمیدم
عکی یه تیکش ثابته ، که آدمه باشه
و تیکه ی دیگش داره میره
یه فلش هم برای رفتن داره که…