آخ این پارکه:))
اینو ما شب ساعت یازده دوازده بود فک کنم، با صادق و اون امین دیگه رفتیم. بعد عین این مونگولا یه ساعت واستادیم ببینیم کی ابن آتیشاش میاد بیرون(!) که البته نیومد بیرون و معلوم شد از یه ساعتی به بعد دیگه آتیشش خاموش میشه:دی.
یادش بخیر. چقدر خوش گذشت
ما روز وفات رهبر کبیر به عنوان بچه بیپناه باخانواده دوستمان رفته بودیم اینجا. جای سوزن انداختن نبود از مردم عزادار و غصهدار. بعد برای همین هم آب و آتیشش خاموش بود. بعد کلاً انقدر شلوغ پلوغ بود که من به ستون اومدم دیگه.
کلاً از پارکش خوشم نیمد از لحاظ طراحی قبولش ندارم :دی
بعد اینا چع ربطی به عکس تو داشت نمیدونم!
عکست قشنکه. اینم مربوط
آخ این پارکه:))
اینو ما شب ساعت یازده دوازده بود فک کنم، با صادق و اون امین دیگه رفتیم. بعد عین این مونگولا یه ساعت واستادیم ببینیم کی ابن آتیشاش میاد بیرون(!) که البته نیومد بیرون و معلوم شد از یه ساعتی به بعد دیگه آتیشش خاموش میشه:دی.
یادش بخیر. چقدر خوش گذشت
بله خب! اینم خاطره ای بود!
انگاری خیلی عکسو درست کاری کردی. ترسناک شده. من کلی خاطره ی خوب از اینجا دارم ولی این یکی رسما شکل برزخ شده!
دستکاری که برزخش کنه؟ نه!
یه مقدار نورش رو و کراپ شدنش
بالاخره دیده دیگه
ما روز وفات رهبر کبیر به عنوان بچه بیپناه باخانواده دوستمان رفته بودیم اینجا. جای سوزن انداختن نبود از مردم عزادار و غصهدار. بعد برای همین هم آب و آتیشش خاموش بود. بعد کلاً انقدر شلوغ پلوغ بود که من به ستون اومدم دیگه.
کلاً از پارکش خوشم نیمد از لحاظ طراحی قبولش ندارم :دی
بعد اینا چع ربطی به عکس تو داشت نمیدونم!
عکست قشنکه. اینم مربوط
به ستوه*
آتیش هاش شبیه خشکی های کره ی زمین شده
.
.
.
سلام
خوبین شما؟!
قبلا ورد پرس بودم عزیز. یادمه یه بار هم به شما سر زدم به عنوان “رنگین کمان ” امین. اگه یادت باشه.امین جان
salam amin chetori ?
nice !
( من این کامنتو خیلی وقت پیش گذاشته بودم ، ولی حالا اومدم دیدم نیست ، دوباره گذاشتم)
عکس کار خودته؟ عالیه! منم یه کم عکاسی میکنم، ولی نه در این حد
بله
و دنبال پایه ی عکاسی هم هستم
همیشه