۳۳۲

نوشته شده توسط امین در ۲۲ دی ۱۳۸۸

نوشته بود

که البته به خاطر آزادی ِ بیان ننوشتم و به عکس تبدیلش کردم

۲۶ دیدگاه دسته‌بندی : وردپرس

۲۶ دیدگاه برای “۳۳۲”

  1. You could TRIED to be one of all this s*hit
    And you aren’t
    Doesn’t enough?

    (هرگونه مشکل گرامری و غیر گرامری به حساب تعطیلی نگارنده می‌باشد!)

  2. سرور گفت:

    اجازه؟
    من نفهمیدم منظور این پست رو . یعنی عکس آخر و با بقیه اش

  3. unique گفت:

    :-??

    امین جان دلبندم ، با خودت فکر می کنی پست می ذاری حداقل یه جوری بذار که ما هم سر در بیاریم عزیزم !!!!
    .
    الان این پایینی با اون بالایی به هم چه مربوطیتی داشتنددد ؟؟؟

    منظورت این بود که من الان که در اوج جوانی و زیبایی هستم برم بپرم زیر ماشین ؟

  4. موبد گفت:

    کلا پستت خسته س
    خسته نباشی
    چیه؟
    نگا داره ؟
    قورباغه چن تا پا داره

  5. موبد گفت:

    کلا پست خسته ایه
    خسته نباشی !!! ه

  6. موبد گفت:

    پست ؛ خسته
    امین ؛ خسته
    .
    .
    .پیر میشی ها !!!ه
    بزن تو فاز بی خیالی
    که دنیا بی وفاس

  7. مریم بانو گفت:

    الان چی داری میگی دقیقاً؟ هان؟ به زبون آدمیزاد حرف بزن خب. وسط امتحانا واسه من خارجکی شدنش و پیچیده شدنش گرفته!

  8. مریم گفت:

    ببین ما یه مبحث خوندیم به اسم drug abuse. جون میده الان واسه تو

    • امین گفت:

      چی؟ خود کشی؟
      من و خودکشی ماجراهایی داشتیم! :دی
      مدتها بود فکر میکردم که دیگه از ما گذشته و مال بچگی ها بوده
      تا یکی ـ دو ماه پیش

  9. سعيد گفت:

    تیغ و رگ، ز جمجمه تپانچه بگذران
    بر آزردگی خود کمانچه بگذران
    ز جان گذر…

دیدگاه‌تان را ارسال کنید ...


Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.