یه زندگی؛ غیر فیزیکی…‏
Header

شب

دی ۱۲ام, ۱۳۸۸ | نوشته‌شده به دست امین در علی الحساب

این شب ها که میگذرند… همه به روز فکر می کنند

شما چطور؟

به پست هایی (بخون دری وری هایی) فکر میکنم که می نویسم و پابلیششون نمیکنم

به بلاگ هایی که میخونم و کامنت نمیذارم

به خبر هایی که میخونم و نمیخونم… میخونم … نمیخونم

به ساعت هایی که پای کتاب هستم و صفحه هایی که جلو نمیرن

به دقایقی که به کل کل ها و فحش دادن های دوستانه میگذرونم. بدون هدف … بدون هدف

به فحش هایی که توی ذهنم میدم و سعی میکنم اقلن به زبون نیان

به درسایی که نخوندم

به کارایی که نکردم

به دوستایی که داشتم و الآن ندارم

به زندگی ای که میتونه تموم شه، چه راحت و سریع… بدون اینکه خیلی از کارهایی که باید رو انجام داده باشم

به همین پست لعنتی که بدون اینکه حتا یکبار بخونمش یا بهش فکر کنم دارم مینویسمش در حالی که نوشته های دیگه توی اتاقم ولو هستن

شما می‌توانید ما را دنبال کنید از خوراک RSS 2.0 و یا پاسخ بگذارید در صورت تمایل، بازتاب بفرستید.

۱۹ پاسخ



پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.