مصائب

نوشته شده توسط امین در ۲۹ آبان ۱۳۸۸

گاهی فکرم نمیذاره یه جا بشینم و درس بخونم

گاهی هم ماتحتم نمیذاره یه جا بشینم و درس بخونم

۲۹ دیدگاه دسته‌بندی : وردپرس

۲۹ دیدگاه برای “مصائب”

  1. سرور گفت:

    تابستون مشکل اولو داشتم الان مشکل دوم به خصوص که ماتحت قبلا در این راه جانباز شده

  2. maee گفت:

    خوبه واسه تو گاهی این چیزا پیش میاد.واسه من همیشه ست :دی

  3. موبد گفت:

    من هیچ کدوم از این مشکلا رو ندارم
    همین دیشب
    فکر درس نمی ذاشت بخوابم
    تا ینج و نیم صبح داشتم درس میخوندم
    بعدشم هفت صبح راه افتادم اومدم شرکت
    خونوادگی
    همه مون خر خونیم

  4. unique گفت:

    خوب منم در حال حاضر هیچ کدوم از این مشکلات رو ندارم ، اما قبلنا ، دوران کاردانیو دبیرستان فکرم بیشتر نمی ذاشت و تو بچگیام مورد دومو داشتم :دی ، اما همونطور که گفتم الان نه ! چون من به موقعش درس می خونم ، گاهی هم که حوصله نداشته باشم یخورده رو هم میریزمشون ولی خوب بازم می خونم ، مگر اینکه پروژه های سنگین یا تحقیق های طولانی داشته باشم ، بحمدلله وضیعت درسیم خوبه خدا رو شکر اگه بقیه چیزا به سامان نیست .
    .
    با تشکر از صاحاب بلاگ که این موقعیت رو برای ما به وجود آورده که اظهار فضلی بنماییم :دی :دی

  5. unique گفت:

    کاش مصائب ِ همه همین جور چیزا باشه

  6. سینا گفت:

    الان اون درسی که گفتی چی هست اصلا!؟!؟!؟!؟:دی

  7. سعید گفت:

    همه شما رو برای گذروندن لحظه ای خوش به آخرین پست بلاگم دعوت می کنم

  8. unique گفت:

    به این دلیل که به دلیل نامعلومی که قطعن زیر سر استکبار ایرانی است من نمی تونم روی پاسخ کلیک کنم و جواب بدم به دوستان عزیز باید بگم :
    @ سینا : به نکته ی ظریفی اشاره کردی که من با این تیزبینیم ازش قافل موندم :دی .
    @ مریم بانو : من که می دونم تو توانایی های پنهانی ای داری ولی نمی خوای هیچ وخت نشونشون بدی :-”
    @ سعید : بعضی وقختا آدمو مجبور می کنی بگه کلن عاشقتم ، مرده ی این کامنتتم =)))))))))))))

  9. سرور گفت:

    امین پارسال موقع پایان ترمای همین ترم سال،‌آهنگ ماموریت ناممکن رو گذاشتی تو ۳۶۰ ت من هنوز دارمش .. به نظرم هنوزم بهترین گزینه س !

  10. Leo گفت:

    این همون تفاوته…

دیدگاه‌تان را ارسال کنید ...


Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.