یه زندگی؛ غیر فیزیکی…‏
Header

Rain again

آبان ۱۳ام, ۱۳۸۷ | نوشته‌شده به دست امین در قدیمی | یاهو 360‏
وقتی بدون چتر میری بیرون …
سعی کن از ذره ذره های بارون و لحظه لحظه های خیس شدنت لذت ببری… ا

ا

پی نوشت یک : هوا ، بس ناجوانمردانه … دو نفرس! ا

پی نوشت دو : یکی به من بگه وقتی حدود ۳ ساعت طول کشیده تا خودم رو از تجریش برای یه کلاس جبرانی برسونم به افسریه ، اونوقت با یه کلاس خالی مواجه میشم که نه استاد بی شرفش اومده و نه دانشجوهای بی شرف ترش ، باید چیکار کنم؟؟! ا
پی نوشت سه : اگه آهنگ متال همراهم نبود ، همونجا میشِستم گریه می کردم! ا
پی نوشت چهار : موقع برگشتن از دانشگاه ، خیابونها که رسمن قفل بودن. داشتم با مترو بر می گشتم که از اون پایین ـ مایین ها یه صدای بچه گونه با لحن جالبی گفت : مامان من له شدم!! ا

شما می‌توانید ما را دنبال کنید از خوراک RSS 2.0 و یا پاسخ بگذارید در صورت تمایل، بازتاب بفرستید.

۱۰ پاسخ



پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.