یه زندگی؛ غیر فیزیکی…‏
Header

!این هم از امروزمون

مهر ۱۳ام, ۱۳۸۷ | نوشته‌شده به دست امین در یاهو 360‏
Image and video hosting by TinyPic

۱ا
امروز توی دانشگاه یه نفر که نه میشناختمش و نه اصلن تا حالا دیده بودمش ، جلومو گرفت و پرسید : « تا کی باید به چیزایی که دوس داریم نرسیم؟! » بعد هم راهشو گرفت و رفت
ا
۲ ا
تو مسیر برگشت به خونه داشتم از کنار یه تلفن عمومی رد می شدم که یه دختر جوون ( که کلی هم به قیافش رسیده بود! ) – گفت : ببخشید آقا؟! -گفتم : بله؟ – گفت : میشه لطفن کارت [تلفن] رو برام در بیارین؟ من به دستم کِرِم زدم! ا
اونموقع یاد این اسمایلی افتادم! ا

شما می‌توانید ما را دنبال کنید از خوراک RSS 2.0 و یا پاسخ بگذارید در صورت تمایل، بازتاب بفرستید.

۲۹ پاسخ



پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.