دیالوگ: راه
- چرا ما سقوط می كنیم؟ + تا یاد بگیریم خودمون رو بكشیم بالا... ------ خشم ِ غیر قابل مهار، اندوه رو خفه می كنه تا اینكه خاطره ی اونی كه خیلی دوستش داشتی تبدیل به سم تو رگهات میشه و یه روز به جایی میرسی كه آرزو می كنی كاش كسی كه دوستش داشتی هرگز وجود نداشت... تا بتونی از دردت رها بشی ------ + كار داره سخت تر میشه... - نمی تونی به تنهایی دنیا رو عوض كنی + راه دیگه ای دارم؟ ------ توی اعماقت ممكنه هنوز همون بچه ای باشی كه قبلا بودی، ولی تو اون چیزی نیستی كه درونته كاری كه میكنی شخصیتت رو نشون میده
Where the Streets Have No Name
سرازیری رفتن همیشه راحته و خوش میگذره اما این به این معنی نیست که پایان مفید و خوبی داره همونطور که سربالایی رو طی کردن سخته و آزار دهنده اما معنیش این نیست که پایان بدی داره

