دیالوگ
- کیم ، از اینکه اونا بهت پشت کردن ناراحتی؟ + نه ، اتفاقأ خیلی هم خوشحالم اگه من دارم یه سگ ِ وحشی رو تربیت میکنم و اون گازم بگیره اونموقع میفهمم که من خیلی خوب تربیتش کردم
- کیم ، از اینکه اونا بهت پشت کردن ناراحتی؟ + نه ، اتفاقأ خیلی هم خوشحالم اگه من دارم یه سگ ِ وحشی رو تربیت میکنم و اون گازم بگیره اونموقع میفهمم که من خیلی خوب تربیتش کردم
اون میخواست بهم یاد بده که مردم دو طرف دارن، یه طرف خوب و یه طرف بد، گذشته و اینده و ما باید انتظار هر دو طرفش رو از طرف کسی که دوستش داریم داشته باشیم -------------- - اون چه طوریه؟ + اون... با هرکسی که میشناسم فرق داره - متفاوت بودن خوبه ...از جایی که من میام، بزرگترین تعریفی که میتونی از کسی بکنی اینه که بگی اونا واقع بین هستن من از این متنفرم -------------- - چرا این اتفاق افتاد؟ چرا همه سعی دارن که من رو بکشن؟ + برای اینکه من تو رو بوسیدم - میدونی... من پشیمون نیستم بوسیدنت رو میگم
+ فکر نمي کني بايد براش يه هديه بگيری؟ - هديه؟ نکنه مي خوای براش ماشين بگيرم؟ فقط دو هفته ست که با هم آشنا شديم هديه دو هفته ای هم وجود داره؟ + اگه بخوای هفته سومی هم در کار باشه، وجود داره
این قابلیت های ما نیست که نشون میده ما واقعن کی هستیم بلکه انتخاب های ماست
اعتماد یه انتخابه
و آيينه هميشه يک درگاه براي ورود به دنياي ديگره -------------- + پس هيچ جا امن نيست... - نه، فکر نکنم که اصلا اين دنيا هيچ وقت امن بوده باشه اين ما هستيم که وانمود مي کنيم که در امانيم اما نيستيم
+ فکر ميکني اونا حقيقت دارن؟ - دنياهاي موازي؟ فکر ميکنم که يه علم اوليه ست ميدوني، اگه فضا نا محدود باشه، هر چيزي ممکنه + پس جايي اون بيرون من چيکار ميکنم؟ دارم پنکيک ميپزم؟ يا توي يه پارک آبي هستم؟ + حتما، بله - آره؟ + هر جفتش، هر جايي ممکنه ميدوني، فکر ميکنم بر اساس قانون احتمالات هزاران نفر مثل شما و هزاران نفر مثل من اون بيرون هستن - آره... و اين فقط نمونه غمگيني از ماست + بله، فکر کنم - ولي نمونه هاي ديگه اي هم هست که براي اونا، همه چيز روبراهه - بستگي داره که به علم معتقد باشي + از اين فکر خوشم مياد فکر خوبيه... يه جايي اون بيرون من اوقات خوبي دارم... --------------- + خوب، بايد چيکار کنيم؟ - درباره چي؟ + نميدونم - نميدونم + يه موضوع انتخاب کن
- we have to act strong + No, we have to be strong
+Why are you here, Wladek? -It's like this, I... We... All of them, all of them All of them +Perhaps they're lucky The quicker, the better
- what is truth, Claudia? Do you hear it, Recognize it when it is spoken? + yes, I do. Don't you? - how? Can you tell me? + if you will not hear the truth, No one can tell you…
+ I wonder who discovered the power of poetry in driving away love. I thought poetry was the food of love. - Of a fine, stout love. But if it is only a vague inclination, one poor sonnet will kill it. + So, what do you recommend to encourage affection? - Dancing. Even if one's partner is barely tolerable. ------------------------------ + I think he likes her very much. - But does she like him? Few of us are secure enough to be in love without proper encouragement. Bingley likes her enormously, but might not do more if she does not help him on. + She's just shy. If he cannot perceive her regard, he is a fool. - We are all fools in love. He does not know her character as we do. She should move fast and snap him up. There is plenty of time for us to get to know him afterwards. ------------------------------ + Still, a girl likes to be crossed in love now and then. It gives her something to think of and a sort of distinction amongst her companions. ------------------------------ - I hope she practises. No excellence can be acquired without constant practice. ------------------------------ + What are men compared to rocks and mountains? - Men are either eaten up with arrogance or stupidity. If they are amiable, they have no minds of their own. آدم ممکنه اشتباه کنه، اما کم گذاشتن با اشتباه کردن فرق میکنه دقیقه 1:53 یاد یه روز صبح افتادم راضی بودم. کم نذاشته بودم :) از این مطئنم