فـاحشـه
عمرش رو میفروخت ، که علم بدست بیاره که علمش رو بفروشه ، که مال بدست بیاره
منجی
و خدا انقدر صبر کرد که همه ی آدما اکثر حیوونا و نصف بیشتر گیاها به گــا رفتن بعد خدا منجیش رو فرستاد و چنتا حشره ی باقی مونده و بقیه ی گیاها نجات پیدا کردن و از اون به بعد ، دنیا برای همیشه با خوبی و خوشی ادامه پیدا کرد...
One Last Goodbye
How I needed you How I grieve now you're gone In my dreams I see you I awake so alone I know you didn't want to leave Your heart yearned to stay But the strength I always loved in you Finally gave way Somehow I knew you would leave me this way Somehow I knew you could never, never stay And in the early morning light After a silent peaceful night You took my heart away And my being In my dreams I can see you I can tell you how I feel In my dreams I can hold you And it feels so real I still feel the pain I still feel your love I still feel the pain I still feel your love And somehow I knew you could never, never stay And somehow I knew you would leave me And in the early morning light After a silent peaceful night You took my heart away Oh I wish, I wish you could have stayed
بی نهایت…
By: Denis Grzetic نتونستم آپلود کنم Vangelis - Memory Of Antarctica اینجاها پیداش کنین boostermp3.com یا beemp3.com با زمان 5 دقیقه و 30 ثانیه
When You Say Nothing At All
It's amazing How you can speak Right to my heart Without saying a word, You can light up the dark Try as I may I could never explain What I hear when You don't say a thing The smile on your face Lets me know That you need me There's a truth In your eyes Saying you'll never leave me The touch of your hand says You'll catch me Whenever I fall You say it best When you say Nothing at all All day long I can hear people Talking out loud But when you hold me near You drown out the crowd Try as they may They could never define What's been said Between your Heart and mine
3صبح+چت+حرف
درسته که جمله ی رفیقمون هست و بعضی حرفا سر به ابتذال گفتن فرود نمیارن و اینا ؛ اما بعضی حرفا رو نباید زد و بعضی حرفا رو هم حالش نیست که زد و بعضی حرفا رو هم نمیشه زد و بعضی ها هم موقعیتشون پیش نمیاد و بعضی ها رو هم کسی نمیفهمه پس که چی؟ و بعضی ها رو هم که کسی هم که بفهمه، اشتباه میفهمه و دیگه بدتر و بعضی ها هم که دردسر میشن و بعضی ها هم که دیگران رو آزار میدن و بعضی ها هم که نمیگنجن کلن و بعضی حرفا رو هم که نمیخوای بزنی و بعضی حرفات رو هم که خودتم نمیفهمی از کجا میاری و بعضی ها هم که با گفتن منتقل نمیشن و بعضی هاشون رو هم که اگه بگی به یغما میری و بعضی هاشون هم که خصوصی و برای یه نفر یا نفرای خاصه و خیلی چیزا کلن و :|
دگر عضو ها را نماند قرار؟؟
خیلی نزدیک بودن نزدیکتر از اونی که بتونی ندیده بگیریشون، یا بخوای فراموششون کنی خونواده ی 5 نفره ای که توی یه اتاقک 7 ـ 8 متری زندگی میکردن و ای کاش میشد اسم اتاقک روش گذاشت خونواده ای که نتیجه ی یک ماه کارشون میشد 10 هزار تومن میفهمی یعنی چی؟ یعنی یک ماه کار می کردن و با ماحصل یک ماه کارشون میشد 4 تا بسته آدامس خرید همون آدامسی که 3 ـ 4 روز پیش توییت کردم " این آدامس فایو هم هرچی میجوییش آخ نمیگه ها لامصگ! " یعنی یک فصل که کار کنن با درآمدشون میشه یه وعده غذا خورد. فقط 1.5 ساعت بالاتر. تجریش. یه پرس استیک روم نشد عکس بگیرم مگه من چه برتری ذاتی ای داشتم که من عکاس باشم و اونها سوژه ؟؟ با چشمهای خودم حدود 20 تا خونواده رو دیدم بیشتر از اون رو نتونستم / نخواستم / تحمل نداشتم / ترسیدم فقط 1.5 ساعت فاصله داشتن. از تجریش و فرمانیه و ... اون 2200 تا خونواده

