709
آدما هرچی بزرگتر میشن خوشی هاشون کوچیکتر میشه یه جای کار این دنیایی که برای خودمون ساختیم میلنگه...
آدما هرچی بزرگتر میشن خوشی هاشون کوچیکتر میشه یه جای کار این دنیایی که برای خودمون ساختیم میلنگه...
هرچی آدم های بیشتری رو دوست داشته باشی، آدم ضعیف تری می شی براشون کارهایی رو می کنی که نباید بکنی کارهای احمقانه می کنی تا خوشحالشون کنی تا امنیتشون رو حفظ کنی... ----- سخته وقتی رو سر یه سگ تاج میذاری بعدش بهش افسار بزنی
توی عید یه گروه شش نفره از بچه های دانشگاه باهم قرار داشتیم برای پیگیری ِ یه کاری. بعد از اینکه نیم ساعت منتظرشون شدم، راه افتادم که برم که دیدم سه نفرشون اومدن. خداحافظی کردم و نموندم. ناراحت شده بودن و به مشکل برخوردیم و یکیشون که دختر بود، ادا درآورد و عملن باهم دعوامون شد هفته ی پیش به خاطر استادی که توی پنج هفته کمتر از 15 دقیقه اومده بود سر کلاس و رسمن علافم (بقیه لابد براشون مهم نیست. پس علافم نه علافمون) کرده بود رفتم پیش آموزش دانشکده فنی و... که البته هفته ی پیشش هم به خاطر همین دیوانه پیش معاون آموزشی دانشکده خودمون رفته بودم امروز از ساعت 12 تا 1 داشتم با استاد کنترل موجودی دو بحث میکردم. ادامه ی بحثی بود که سرکلاس شروع کرده بودیم. بحث تکراری ِ چرا ما باید این اراجیف رو حفظ کنیم و نرم افزار درس بده و امتحان اپن بوک بگیر و چرا باید چرخ رو از اول اختراع کنیم؟ که البته نتیجه ی مثبتش این بود که برای آینده ها! برنامه ای بریزه و حرفش به من هم این بود که خودت رو شهید نکن و اعتدال و برای خودت دل بسوزون و بقیه هم آره اما اول خودت و... امروز دوتا از بچه ها رو که باهم پروژه ی پایانی داریم و عملن 4-5 بار کار/قرارمون رو پیچوندن و توی عید هم من 370 صفحه گزارش خوندم اما اونا به 3تا سایت سر نزدن و... رو دیدم و قرار شده که تا فردا یه کاری رو انجام بدن دوباره امروز با یه جمع شش نفره ی دیگه صحبت کردیم و یه سری قرار هایی گذاشتیم و یه سری کارها رو مشخص کردیم. به خاطرش من با مسئول یه همایش صحبت کردم و به معاون آموزشی ایمیل زدم و چندتایی ایمیل فرستادم و به چنتا سایت سر زدم. قرار بوده تا امشب هر کدومشون 1 پاراگراف متن بفرستن. ساعت 11:40 دقیقه ست و خبری ازشون نیست جدیدن بدجوری گرممه از دوتا شغل با درآمد ماهی یک میلیون گذشتم. خوشحالم
دلم تنگ شده ولی به تخمم
شعور آدما همیشه وقتی میرسه که فصل برداشت گذشته
ولیعصر دیگر درخت ندارد...
آدم ها رو دست کم نگیرید یک نفر میتونه برینه به خیلی چیزا
نیوزلتر یه سایت رو آنسابسکرایب کردم پیغام داده: از اینکه ما رو ترک میکنید بسیار ناراحت هستیم، و هرگز خودمان را نخواهیم بخشید (!) ، امیدواریم بتوانیم خدماتمان را آنقدر بهبود ببخشیم که شما مجددا به جمع ما بپیوندید میخواستم بگم: یه ذره یاد بگیریم؟ ها؟
ژانر اینایی که در مقابلشون میتونی خودت باشی
هرچیزی که دلت نمیخواست بهش فکر کنی داری ازش فرار میکنی
نمیدونم بودن یا شدن اما آدم ها موجودات کثیفی هستن
درد ها کم نمیشن آستانه ی تحمل بالا میره