عالم محضر است
آمادگی این رو داشته باشید که هروقت هرجا به هرکس هر حرفی رو زدین
وقت دیگه ای در جای دیگه توسط کس دیگه ای علیه تون استفاده بشه
پوست کلفت…
زمان و تجربه و زندگی
از ما موجودات عجیبی میسازه…
بارها شده بود که کابوس رفتن ش رو میدیدم
حتا با فکر کردن بهش گریه م گرفته بود
حالا یک سال ِ که رفته و… حتا یه خداحافظی درست و حسابی هم نکردیم
:) …
داستان کوتاه!
یه روزی آدمای دنیا تصمیم گرفتن فقط در مورد چیزای خوب حرف بزنن
و از اون به بعد سکوت بر جهان حاکم شد
تاریخ
پنج سال ازت بزرگتر باشه. دختری که یه شب ساعت ۱:۳۰ بهت زنگ میزنه و همون نصفه شبی چهل دقیقه با اشک و گریه باهات حرف میزنه…
پسری که ۶-۷ سال باهم بودن رهاش کرده باشه… و به تو زنگ بزنه…
حالا، دو سال بعد، بدون اینکه هیچ خبری بده عقد کرده باشه
—
یه دختر دیگه هم – دوست یکی از بچه ها – چند بار وقتی کمک لازم داشت، اومد سراغم. دوست پسر نامردش اذیتش میکرد
حتا اونوقتی که میخواست خود کشی کنه، زنگ زد بهم و با گریه حرف میزد
و وقتی که اوضاعش بهتر شد…
دو سالی میشه که هیچ خبری نداده. حتا یه تشکر کوچیک هم…
ما و مسیر زندگی/مسیر زندگی و ما
میگم: داریم تلاش میکنیم، تا ببینیم مسیر زندگی هم چطور میشه و چی پیش میاد…
میگه: مسیر زندگی رو بشاش توش، دنبال تحقق هدفت باش!
شما نه! تو
روند تبدیل شدن ِ آدما از شما به تو
روند جالب و اغلب دوست داشتنی ایه
۷۰۹
آدما هرچی بزرگتر میشن خوشی هاشون کوچیکتر میشه
یه جای کار این دنیایی که برای خودمون ساختیم میلنگه…

