خالق خندان

  • نویسندهٔ نوشته:
  • دسته‌ نوشته:تضاد

خدایا تو که تنها بودی
این شوخی ها رو از کی یاد گرفتی؟

چرا هر وقت که دیگه دنبالش نیستیم، بهش میرسیم
چرا همیشه حس دیر رسیدن بهمون میدی؟ دوست داری دست بندازیا…

ادامه خواندنخالق خندان

جبر or شانس

  • نویسندهٔ نوشته:
  • دسته‌ نوشته:تضادروزنگار

یه بار چشمم رو بستم و از خیابون رد شدم
میخواستم ببینم زندگی ارزش زنده موندن داره یا نه
انگار داشت
اما وقت های کمی هست که میفهمم چرا ارزشش رو داره

تو

یکی از اون وقت هایی…

ادامه خواندنجبر or شانس

داستان

  • نویسندهٔ نوشته:
  • دسته‌ نوشته:تضاددیالوگ

+ یه داستان برام تعریف کن

– چجور‌ داستانی؟

+ یه داستانی که پایانش خوش باشه

– چیزی به اسم پایان خوش نداریم
همه پایان ها غم انگیزن

+ پس یه داستان خوش تعریف کن
ولی وسطش تموم ش کن…

ادامه خواندنداستان

895

  • نویسندهٔ نوشته:
  • دسته‌ نوشته:تضاد

کجای زندگی
خودمون رو گم کردیم…؟

ادامه خواندن895

بری یا بمونی

  • نویسندهٔ نوشته:
  • دسته‌ نوشته:تضاد

داشتم فکر میکردم
مسئله اینه که میخوای وقتی مردی کسی نباشه که زیر تابوتت رو بگیره اما احتمال اینکه سال های آتی رو در کنار زنده بودن، زندگی کنی وجود داشته باشه
یا جایی باشی که برای گرفتن تابوتت هستن اما قبلش معلوم نیست چقدر زندگی کرده باشی

ادامه خواندنبری یا بمونی