گاهی وقت ها خیلی پیچیده فکر میکنم که چقدر با اطرافیانم فرق دارم (درسته همه فکر میکنن که چقدر با همه فرق دارن... ولی من واقعن فرق دارم... اطرافیان هم تصدیق میکنن... تراست می) گاهی هم خیلی ساده فکر میکنم ریدم ...حالا باز دو روز دیگه یکی اینجا رو میخونه و حس میکنه که ای وای و چقدر زشت و... همون گند زدم منظورم_ پ ن: فرق داشتن نه خوب _ نه بد؛ نه مزیت _ و نه عیب مثل اغلب چیزای دیگه، بستگی داره...
داستان کوتاه!
یه روزی آدمای دنیا تصمیم گرفتن فقط در مورد چیزای خوب حرف بزنن و از اون به بعد سکوت بر جهان حاکم شد
You’re the reason I can control myself
زن باهاس بشینه تو بغل شوهرش باهاش راک + + گوش بده
خوب/بد
یه وقتایی هم واقعن دلم برای خودم تنگ میشد اما خیلی وقته اونقدری از خودم یادم نمیاد که دلم بخواد براش تنگ بشه
دیالوگ: تلاش
چیزی که زندگی رو ارزشمند میکنه اینه که هیچی ابدی نیست و چیزی که اون رو گرانبها میکنه اینه که تمام شدنیه حالا بیشتر از همیشه این رو میدونم و این رو میگم که زمان، یه فرصته پس اون رو با زندگی ای شبیه به زندگی دیگران هدر ندین بذار زندگیت ارزشی داشته باشه برای چیزی که براتون مهمه، مبارزه کنین. مهم نیست اون چی باشه چون اگه حتی به اون نرسین چه راهی بهتر از این برای زندگی هست؟

