تنها شبی هفت ساله خوابیدم و بامدادان هزار ساله برخاستم نویسندهٔ نوشته:امین نوشته منتشر شده است:می 10, 2015 دسته نوشته:تضاد / روزنگار نظرات نوشته:0 دیدگاه آخ که دلم میخواد بخوابم و… دیگه بیدار نشم؟ بیدار بشم و ببینم چند سال گذشته؟ ولی باید تلاش کرد… باید تلاش کرد؟ #نوشته های مشابه: آخ D: بعد از 1 سال… 802: انتخاب هیچکس تنها نیست برچسبها: روزنگار, فرهیخفسردگی, موقت مطالعه مقالات بیشتر پست قبلیThe Lost Thing نوشته بعدیدر باب اخلاء شاید دوست داشته باشید زندگی فوریه 13, 2010 آغاز پایان یا پایان آغاز…؟؟ سپتامبر 17, 2009 نعمت سپتامبر 17, 2009 تسکین نوامبر 17, 2009 دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخدیدگاهبرای نظر دادن، نام یا نام کاربری خود را وارد کنید برای نظر دادن، ایمیلتان را وارد کنید نشانی وب سایت خود را وارد کنید (اختیاری) ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی مینویسم. Δ