554 نویسندهٔ نوشته:امین نوشته منتشر شده است:مارس 27, 2011 دسته نوشته:علی الحساب نظرات نوشته:2 دیدگاه کاش هیچ داستان خوبی با یه روز یه نفر بود… شروع نمیشد… #نوشته های مشابه: دیالوگ – آخر قصه نوشته ی 758 ام داستان شاید دوست داشته باشید لعنت به آدما مارس 4, 2012 Entry for May 22, 2008 می 22, 2008 دلخوشکنک! اکتبر 8, 2009 frogs! آگوست 2, 2008 این نوشته 2 دیدگاه دارد مهدی ملک زاده پاسخ 27 مارس 2011 امیدوارییییییم… سرور پاسخ 29 مارس 2011 خیلی موافقم ! دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخدیدگاهبرای نظر دادن، نام یا نام کاربری خود را وارد کنید برای نظر دادن، ایمیلتان را وارد کنید نشانی وب سایت خود را وارد کنید (اختیاری) ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی مینویسم. Δ
امیدوارییییییم…
خیلی موافقم !