یه روزی تو بهار 89 نویسندهٔ نوشته:امین نوشته منتشر شده است:اردیبهشت 25, 1389 - مه 15, 2010 دسته نوشته:علی الحساب نظرات نوشته:۱۵ دیدگاه اومدم که برم ؛ موندم … #نوشته های مشابه: بهار بهار شاید دوست داشته باشید آکادمی تیر 9, 1387 - ژوئن 29, 2008 عکس… :) بهمن 9, 1390 - ژانویه 29, 2012 امتحان دادن مرداد 29, 1388 - اوت 20, 2009 هول نشو! مرداد 31, 1388 - اوت 22, 2009 این نوشته 15 دیدگاه دارد سرور پاسخ 25 اردیبهشت 1389 - 15 مه 2010 غلط می کردی بری دست خودته مگه سرور پاسخ 25 اردیبهشت 1389 - 15 مه 2010 ولی جمله ت قشنگ بود امید پاسخ 25 اردیبهشت 1389 - 15 مه 2010 سرور راست میگه!مگه دست خودته؟! اما خوب کردی موندی! اینو بعدا بهش میرسی!:) آزاده پاسخ 25 اردیبهشت 1389 - 15 مه 2010 :) unique پاسخ 25 اردیبهشت 1389 - 15 مه 2010 می دونی که معمولن اینجوریه ، وقتی با خودت از قبل یه قراری می ذاری همیشه برعکسش می شه ;) asiyeh پاسخ 25 اردیبهشت 1389 - 15 مه 2010 کجا تازه اشنا شدیم راستی شماره تو بهم داد ی؟ :دی asiyeh پاسخ 25 اردیبهشت 1389 - 15 مه 2010 تو با چه مشقتی اینجا را اپ تو دیت م یکنی این وورد پرس که فیلتر می زنه الخ به این زندیگی ذهن ِ آشفته پاسخ 25 اردیبهشت 1389 - 15 مه 2010 یعنی تولدته الآن؟ امین پاسخ 26 اردیبهشت 1389 - 16 مه 2010 نچ Hans Schnier پاسخ 26 اردیبهشت 1389 - 16 مه 2010 بذ کاری کردیی.نباس می موندی. موندن نکبته. امین پاسخ 26 اردیبهشت 1389 - 16 مه 2010 چاره چیه؟ marya پاسخ 26 اردیبهشت 1389 - 16 مه 2010 یعنی می خواستی خودکشی کنی، نتونستی؟ :D از اون پستای ایهام دار گذاشتی دوباره امین پاسخ 26 اردیبهشت 1389 - 16 مه 2010 تو خونت تو قلبت تو دنیا تو نت رو اعصابت . . . unique پاسخ 27 اردیبهشت 1389 - 17 مه 2010 گفتم که ! نباید از قبل با خودت قرار بذاری ;) قطره باران پاسخ 27 اردیبهشت 1389 - 17 مه 2010 کجا؟ تازه چایی دومو اوردن واستون . بفرمایید تا از دهن نیفتاده :دی دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخدیدگاهبرای نظر دادن، نام یا نام کاربری خود را وارد کنید برای نظر دادن، ایمیلتان را وارد کنید نشانی وب سایت خود را وارد کنید (اختیاری) ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی مینویسم. Δ
امید پاسخ 25 اردیبهشت 1389 - 15 مه 2010 سرور راست میگه!مگه دست خودته؟! اما خوب کردی موندی! اینو بعدا بهش میرسی!:)
unique پاسخ 25 اردیبهشت 1389 - 15 مه 2010 می دونی که معمولن اینجوریه ، وقتی با خودت از قبل یه قراری می ذاری همیشه برعکسش می شه ;)
asiyeh پاسخ 25 اردیبهشت 1389 - 15 مه 2010 تو با چه مشقتی اینجا را اپ تو دیت م یکنی این وورد پرس که فیلتر می زنه الخ به این زندیگی
marya پاسخ 26 اردیبهشت 1389 - 16 مه 2010 یعنی می خواستی خودکشی کنی، نتونستی؟ :D از اون پستای ایهام دار گذاشتی دوباره
قطره باران پاسخ 27 اردیبهشت 1389 - 17 مه 2010 کجا؟ تازه چایی دومو اوردن واستون . بفرمایید تا از دهن نیفتاده :دی
غلط می کردی بری
دست خودته مگه
ولی جمله ت قشنگ بود
سرور راست میگه!مگه دست خودته؟!
اما خوب کردی موندی! اینو بعدا بهش میرسی!:)
:)
می دونی که معمولن اینجوریه ، وقتی با خودت از قبل یه قراری می ذاری همیشه برعکسش می شه
;)
کجا تازه اشنا شدیم راستی شماره تو بهم داد ی؟
:دی
تو با چه مشقتی اینجا را اپ تو دیت م یکنی
این وورد پرس که فیلتر می زنه
الخ به این زندیگی
یعنی تولدته الآن؟
نچ
بذ کاری کردیی.نباس می موندی. موندن نکبته.
چاره چیه؟
یعنی می خواستی خودکشی کنی، نتونستی؟ :D
از اون پستای ایهام دار گذاشتی دوباره
تو خونت
تو قلبت
تو دنیا
تو نت
رو اعصابت
.
.
.
گفتم که !
نباید از قبل با خودت قرار بذاری ;)
کجا؟
تازه چایی دومو اوردن واستون . بفرمایید تا از دهن نیفتاده :دی