شروع ِ بازی

بوسیله ی بازی ِ مسخره ی دو نفر دیگه رقم خورد
اما جای درد دارش اونجاست که فکر و عقل و منطق و علم و تجربه و دین و فلسفه و عرفان میگن که نه تنها بازی نیست و مسخره نیست
بلکه دقیق ترین مجموعه ی منظم ِ که بوسیله ی دقیق ترین ِ سازنده ها ساخته شده
اما یه چیزی توی وجودت هست که میگه هم بازی ِ ، هم مسخرست!
کماکان
So give me reason to prove me wrong, to wash this memory clean
—————–
فک کن ساعت ۶ گذشته و هوا تاریک روشنه. از صبح سه راند کلاس ِ سه واحدی ِ اختصاصی داشتی و داری برای راند بعدی آماده میشی
تو حیاط دانشکده، بغل باغچه رو سنگ دراز کشیدی و داری با تلفن حرف میزنی
یهو یه آقاهه (ناظم ِ دانشگاه؟ ) میاد میگه: بلند شو! {تا حالا کسی رو از نمای زیر (!) دیدین؟} – میگی: چرا؟ – میگه: دانشگاه ِ ! – میگی: دانشگاهه دیگه! همه خودی هستن! – میگه: دخترا از اینجا رد میشن!!
—————–
راستی! دلم برات تنگ میشه…
پیاده رو
گاهی وقت ها
تنها آرزوی آدم اینه که
پیاده رویی که داره توش قدم میزنه
تا بی نهایت ادامه داشته باشه
اینکه هیچ آشنایی رو نبینه،
که مبادا مجبور بشه سرعت قدم هاش رو کم کنه
راه بره و راه بره و راه بره
نه برای اینکه به جایی برسه
فقط برای اینکه بره
برای اینکه نرسه…
—————-
پی نوشت: راستش دووم نیوردم! نتونستم، برای همین دوباره کامنت ها رو باز کردم. ای بابا…
شما ببخشید!
Era – Reborn
شست و شو
کاش میشد مغز آدما رو هم به همین راحتی شست و شو داد
کاش میشد کاری کرد بعضی چیزها رو فراموش کنن
کاش میشد کاری کرد بعضی چیزها رو باور کنن؛ دوباره باور کنن…
لینک
بعضی نظراتی هم که مردم برای تابناک گذاشتن جالبه!
ـ یعنی مطمئن باشیم اگه الان روش چیزی بنویسیم تا ۲۰ سال دیگه می مونه و پاک نمیشه؟
ـ خبری که داده بودند شستشو با بهترین تکنولوژی های روز دنیا در تصویر قابل مشاهده است.
ـ با تشکر از تکنولوژی!
ـ امیدوارم چند ماه بعد خبر ریزش قطعاتی از بنا را که در اثر انجام عملیات نامناسب شستشو رخ داده را نشنویم.
ـ بابا ایناکه هیچی دستشون نیست؟نه آبی ونه شوینده ای ونه..!کاش ازنحوه ی شستشو هم می نوشتید!
ـ بهتر است میگفتید پاک کردن شعارهای اعتراضات اخیر یا به قول خودتان اغتشاشات!
ـ شستن را از بالا به پایین شروع کنید بهتره!
ـ اون کلاه ها رو برای چی رو سرشون گذاشتن ؟ بیفتن که میترکن ، دیگه کلاه ایمنی به دردشون نمیخوره!
تفریحات سالم ما
واللا ما اصولن عادت نداریم یاد خواهر و مادر کسی بیفتیم
اما این چند روزه که بحث رأی اعتمادهای مجلس رو صبح ها به طور زنده از تلویزیون میبینیم، بیشتر یاد خواهر و مادر نماینده ها میفتیم تا اوضاع مملکت
خداییش صحبت نماینده های موافق رو گوش کنین، بالای ۹۰ درصد صحبت اینه که فلان کار رو بکنیم خوب میشه یا اینکه فلانی سابقه ی جبهه داره یا امام (ره) رو دوست داشته!
بابا اینا همش ارزش، اما آخه چه ربطی داره؟؟! اگه صحبت ایناس که هر … ای میتونه همین حرف ها رو عین نوار تکرار کنه. دیگه نماینده و رأی و مجلس برای چیه
من از آن روز که دربند توام آزادم…
زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم
می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر
سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم
زلف را حلقه مکن تا نکنی دربندم
طره را تاب مده تا ندهی بر بادم
یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم
غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم
رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گلم
قد برافراز که از سرو کنی آزادم
شمع هر جمع مشو ور نه بسوزی ما را
یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم
شهره شهر مشو تا ننهم سر در کوه
شور شیرین منما تا نکنی فرهادم
رحم کن بر من مسکین و به فریادم رس
تا به خاک در آصف نرسد فریادم
حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی
من از آن روز که دربند توام آزادم
شعر که غزلی از حافظ ِ و حرفی توش نیست. محسن نامجو این غزل رو خونده و کلیپی هم براش درست کردن. این کلیپ که زهرا امیر ابراهیمی اجراش کرده خیلی حس خوبی داره.
لینک جدید دانلود: کلیپ و آهنگ
حباب
دیروز بهش در مورد “حباب” گفتم
اما واقعیت اینه که هرکدوممون داریم بین دهها و صدها حباب زندگی می کنیم
شاید حباب سیال باشه، راحت، رها، بی قید، سبک
زیبا
اما…
حرف زیاد دارم
اما حرف زدن نه مشکلی از من حل میکنه
نه از شما
گاهی بعضی حرف ها و کارهای متناقض یا حتا متضاد هستن، که هردوشون درستن
فقط در دو منطق متفاوت هستن
مثل ۳۱۳=۱۰۰۱۱۱۰۰۱
که فقط یه تفاوت دارن. یکی دودویی و یکی در مبنای ده
فعلن اینو حس کنین : Leper Messiah
– – – – – –
این پست رو تو پرشین بلاگ قبلن ناقص نوشته بودم، همونجوری آوردمش اینجا













