ازدواج

نوشته شده توسط امین در ۹ فروردین ۱۳۸۹

این میل ِ مالکیت ِ لعنتی…

۶۵ دیدگاه دسته‌بندی : وردپرس

سر و ته

نوشته شده توسط امین در ۴ مهر ۱۳۸۸

میگن از گذشته عبرت بگیر

در حال زندگی کن

و به آینده فکر کن؛

اما ظاهرن ما

در آینده زندگی می کنیم

به گذشته فکر می کنیم

و از حال عبرت می گیریم

header copy 2

۷ دیدگاه دسته‌بندی : وردپرس

پست های پشت سر هم

نوشته شده توسط امین در ۴ مهر ۱۳۸۸

برون روی مغزی

!

header copy 2

۸ دیدگاه دسته‌بندی : وردپرس

نه شناختن

نوشته شده توسط امین در ۳ مهر ۱۳۸۸

از خوبی های نشناختن آدم ها
اینه که وقتی میرن
دیگه ناراحت نمیشی
لازم نیست ناراحت بشی

———–

وقتی میمیرن
وقتی عوض میشن
وقتی طوری میشن که دیگه نمیشناسیشون
وقتی …

header copy 2

۶ دیدگاه دسته‌بندی : وردپرس

بودن

نوشته شده توسط امین در ۳ مهر ۱۳۸۸

می نویسم ، پس هستم

هستم ، پس می نویسم

bebar ey...

۱۰ دیدگاه دسته‌بندی : وردپرس

صدم ثانیه

نوشته شده توسط امین در ۲ مهر ۱۳۸۸

وقتی میشه به سادگی یک کلیک حذف کرد

به سادگی یک کلیک حذف شد

نیست شد

اینکه فکر کنی

اینکه صبر کنی

اینکه وقت بدی

اینکه بمونی

اینکه نگه داری ؛

شعور فوق العاده ای میخواد

header copy 2

۱۱ دیدگاه دسته‌بندی : وردپرس

رنج ما

نوشته شده توسط امین در ۱ مهر ۱۳۸۸

رنج ما

قویتر از مشروب است

header copy 2

۴ دیدگاه دسته‌بندی : وردپرس

مهر

نوشته شده توسط امین در ۳۱ شهریور ۱۳۸۸

یه زمانی اول مهر که میشد،

از زیر قرآن ردمون میکردن

و اون شعر اعصاب خرد کن ِ باز آمد بوی ماه مهر ِ تلویزیون…

و خیلی چیزهای دیگه

که تا بودن

حتا شاید اعصاب خرد کن بودن،

اما الآن که صرفن یه خاطره هستن، یادشون خیلی خوشاینده

————-

تا هست،

تا پیشته،

صرفن حس کوچیک و خوشایند اینکه هست

که باز پیشته

اما وقتی نیست

حس خیلی خیلی عمیق دلتنگی…

و متأسفانه این حس بستگی به این نداره که کی از هم جدا شدین

یک دقیقه پیش،

یک ساعت،

یا یک روز

header copy 2

۱۰ دیدگاه دسته‌بندی : وردپرس

دل

نوشته شده توسط امین در ۱۹ شهریور ۱۳۸۸

گاهی وقتا

دل آدم

به شکل احمقانه ای برای یه کسایی تنگ میشه

و گاهی حماقت هایی هستن

که به شکل خارق العاده ای

دوست داشتنی هستن

۱۲ دیدگاه دسته‌بندی : وردپرس

تقارن

نوشته شده توسط امین در ۱۵ شهریور ۱۳۸۸

سِندمون روی دایل آپه

ریسیومون روی دیش!

header copy 2

۵ دیدگاه دسته‌بندی : وردپرس

من از آن روز که دربند توام آزادم…

نوشته شده توسط امین در ۵ شهریور ۱۳۸۸

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم
می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر
سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم
زلف را حلقه مکن تا نکنی دربندم
طره را تاب مده تا ندهی بر بادم
یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم
غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم
رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گلم
قد برافراز که از سرو کنی آزادم
شمع هر جمع مشو ور نه بسوزی ما را
یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم
شهره شهر مشو تا ننهم سر در کوه
شور شیرین منما تا نکنی فرهادم
رحم کن بر من مسکین و به فریادم رس
تا به خاک در آصف نرسد فریادم
حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی
من از آن روز که دربند توام آزادم

 

شعر که غزلی از حافظ ِ و حرفی توش نیست. محسن نامجو این غزل رو خونده و کلیپی هم براش درست کردن. این کلیپ که زهرا امیر ابراهیمی اجراش کرده خیلی حس خوبی داره.

 

zolf bar bad

لینک جدید دانلود: کلیپ و آهنگ

۱۹ دیدگاه دسته‌بندی : آهنگ, عکس, وردپرس

Like A Dream

نوشته شده توسط امین در ۳۱ مرداد ۱۳۸۸

tree

سلام بر درخت

که تا زنده است

از او قنداق تفنگی نمیتوان ساخت

And thoughts
Run through my head
Every hour of the day

۳ دیدگاه دسته‌بندی : پرشین بلاگ, عکس

و… حقیقت

نوشته شده توسط امین در ۳۱ مرداد ۱۳۸۸

تا وقتی حق انتخاب با تو ِ که دروغ بگی

حقیقت انتخابی باقی نمیذاره

نظرات این پست رو یه نگاه بندازین

یک دیدگاه دسته‌بندی : پرشین بلاگ

…And love dies in your eyes

نوشته شده توسط امین در ۳۰ مرداد ۱۳۸۸

darkness

دانلود آهنگ » Empty : Anathema – Alternative 4

Forbidden

نوشته شده توسط امین در ۳۰ مرداد ۱۳۸۸

forbidden

?

نوشته شده توسط امین در ۱۱ تیر ۱۳۸۸
جوانه خواهم زد
سبز خواهم شد
.
.
.
جوانه خواهم زد؟
سبز خواهم شد؟
۵ دیدگاه دسته‌بندی : عکس, یاهو 360‏

Entry for me

نوشته شده توسط امین در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸
۳ دیدگاه دسته‌بندی : عکس, یاهو 360‏

f…l…y

نوشته شده توسط امین در ۱۷ خرداد ۱۳۸۸
جایی هست که پیاده رو پایان می یابد
و خیابانی هنوز آغاز نشده
آنجا سبزه هایی لطیف و نقره ای می روید
و خورشید با نور لاله گون می درخشد

بیا برویم از این دیار که در آن بادهای سیاه می وزد
خیابان های تیره و تار در هم پیچ می خورند
و از گودال ها گل های سیمانی می روید
برویم با گام های موزون و آرام
و ببینیم خط های سفید گچی رو به کجا دارد
و پیاده رو کجا پایان می یابد

ما با گام های موزون و آرام به جایی می رویم
که خط های سفید ِ گچی نشان می دهد
زیرا این علامت ها را بچه ها می گذارند
و بچه ها می دانند پیاده رو کجا پایان می یابد… ه

The Secret Wedding

Love Story 1

عکس: خونه ی طباطبایی ها – کاشان

نه هنوز

نوشته شده توسط امین در ۸ خرداد ۱۳۸۸
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها
به بوی نافه‌ای کاخر صبا زان طره بگشاید
ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل‌ها
مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم
جرس فریاد می‌دارد که بربندید محمل‌ها
به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید
که سالک بی‌خبر نبود ز راه و رسم منزل‌ها
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها
همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر
نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفل‌ها
حضوری گر همی‌خواهی از او غایب مشو حافظ
متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها

فک کنم آقای شریعتی بو د که گفته بود دوست داشتن بهتر از عاشق بودنه
خوشحالم که آدمای زیادی هستن که دوسشون دارم، اما
هنوز انقدر خودخواه نیستم که عاشق کسی باشم… ه

یه سوال
به نظرتون هرچی دوستای آدم بیشتر بشن، محبتش به اونها کمتر میشه؟
به عبارت دیگه؛ آیا محبت آدم ها یه مقدار محدود ِِ و با داشتن دوستای بیشتر، سهم هرکدوم از دوست ها از محبت ِ آدم، کمتر میشه؟
عکس: همون کاشان که نیومدید
!
۱۲ دیدگاه دسته‌بندی : عکس, یاهو 360‏

۸۸/۳/۶

نوشته شده توسط امین در ۶ خرداد ۱۳۸۸
بعضی اتفاقا هستن که باید بیفتن
بعضی کارها هم هست که باید انجامشون داد
چی و کی و کِی ِش مهمه، اما نه به اندازه ی خود اتفاق

یه نصیحت به خودم
سعی کن انقدر قوی بشی که سُر نخوری
نه اینکه از ترس، سفت بچسبی به جای فعلیت

پنجره مهم نیست، مهم پشت قابه

مرسی رفقا

۱۲ دیدگاه دسته‌بندی : عکس, یاهو 360‏