دوست

  • Post author:
  • Post category:تضاد
و من گفتم
نظر من این نیست
ضمنن اعتقاد به جایگزین شدن آدم و دوستی ندارم… ?
خلاصه که آره ابدی نیست
اما به نظرم هرکس که میاد تو زندگی ت، یه تیکه از زندگی ت رو میسازه
و وقتی میره یه تیکه از زندگی ت رو با خودش میبره…
یه تیکه خالی میشه که هیچ کس و چیزی پر ش نمیکنه
ممکنه کمرنگ بشه، فراموش بشه حتا
اما پر نه
هیچوقت پر نمیشه
ادامه خواندندوست

دیالوگ بی اعصاب

  • Post author:
  • Post category:تضاد

زندگی مثل مجموعه‌ای بی‌پایان از بدبختی‌هاست
که تنها
پیام‌های بازرگانی مختصری از خوشبتی داره
—————–
وقتی آخرش زندگی به طرز هیجان انگیزی به‏هم می‌ریزه
یه لحظه می‌بینید تصمیم بد و بزرگی گرفتین
تصمیمی که شما رو به گُه‌خونه می‌رسونه
—————–
می‌بینید؟
لازم نیست حتما یه ابرقهرمان باشید تا به دختره برسین
نیمه‌ی گمشده‌تون از شما یه قهرمان می‌سازه

ادامه خواندندیالوگ بی اعصاب

تاریخ

جنگ پایان یافته است
ما در آن برهه‌ی شیرین هستیم، که همه موافقند
… که اتفاقات هولناک اخیر را تکرار نکنیم
البته، ما موجوداتی بی‌ثبات و احمق هستیم
که حافظه‌ای ضعیف
و استعدادی عالی برای نابودی خود داریم
ولی خدا را چه دیدی؟
شاید این بار درس عبرت گرفتیم…

ادامه خواندنتاریخ

بهتر ِ من رو دوست داشته باشی

آدمی همیشه کسی را که دوست می دارد می آزارد
کافی ست کمی عشق به آن اضافه کنید،
بعد همه چیز رو به راه می شود

عاشقانه-ها---شل-سیلوراستاین---دوست-داشتن

کتاب عاشقانه ها، گزیده ای از شعر های شل سیلوراستاین (عمو شلبی)

ادامه خواندنبهتر ِ من رو دوست داشته باشی

زندگی

  • Post author:
  • Post category:تضاد

شانس آدم ها برای پیدا کردن آدم مناسب شون چقدره؟
1 به ۷۰۰۰۰۰۰۰۰۰ (هفت میلیارد)؟

۰.۰۰۰۰۰۰۰۰۰۱۴ = 1/۷,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰

:) خدا ما که سر از کار ت در نیاوردیم

ادامه خواندنزندگی

دیالوگ: ماندن

– زندگی مشترک طولانی‌ای داشتی؟
+ نه به اندازه کافی طولانی… ۴۲سال
– وای! چطور بود؟
+ میدونی… وقتی مردم میگن که میخوان با همدیگه پیر بشن؟
– اوممم
+ خب، ما اینطور بودیم
وقتی ۲۰ ساله بودیم، همدیگه رو دیدیم
من ۲۰ سالم بود
اون ۱۹ سال
و چیزی که خارق العاده بود
این بود که اون واقعاً عوض نشد
انجام دادن این کار سخته
طوری زندگی کرد، انگار چیز ساده‌ایه
همیشه… حتی اگه نبود
—————–
فکر کردم میتونم انجامش بدم
فکر کردم میتونم اون مردی باشم
که بهت گفتم…
که میشم
…و بعدش، یه جایی در مسیر زندگی‌مون
فکر کنم تو رو از دست دادم
اما در واقع این من بودم… من گم شده بودم…
این دنیا خیلی گیج کنندست
و من برای لحظه‌ای گند زدم
و حالا دارم میبینمت که آماده‌ای که همه چی رو بخاطر من از دست بدی
اجازه نمیدم این اتفاق بیفته…
دوستت دارم
و اگه اجازه بدی، خیلی بهتر از قبل خواهم بود…

The Intern 2015 movie tazad blog
The Intern رو ببینین :)‏
ادامه خواندندیالوگ: ماندن

۸۰۹

  • Post author:
  • Post category:تضاد

هرکس یه جور سقوط میکنه
یکی با خوردن سیب
یکی با پول
یکی با هواپیما
یکی با عاشق شدن
مهم اینه که…

 

۱۴تیر نوشته بودمش

ادامه خواندن۸۰۹

مربوط

آدم های موبایل به دستی که هرکدوم توی یه جور شبکه ی ارتباطی هستن و تشنه ارتباط…
در حالی که ارتباط هاشون با عزیزترین هاشون قطع شده و دنبال برقرار کردن ش هم نیستن…

ادامه خواندنمربوط