چیپس و پنیر

  • نویسندهٔ نوشته:
  • دسته‌ نوشته:وردپرس

تصمیمم رو گرفتم دوسـِت دارم نه به خاطر مزه ت نه دود سیگار همراهت به خاطر اینکه الآن، همین الآن دلم تنگ شد -------- وقتی ظرف یکی دو ساعت 5-6 تا پست بنویسی، مجبوری بعضی هاش رو تو درفت سِیو کنی! -------- اطلاع رسانی! احتمالن تا مدتی توی این بلاگ، دری وری هایی مثل چند پست اخیر نوشته میشه

ادامه خواندنچیپس و پنیر

تو هم؟

  • نویسندهٔ نوشته:
  • دسته‌ نوشته:وردپرس

ساعت 6 تلویزیون روشن میشه خودم اینجوری گذاشته بودم که صبح ها خواب نمونیم، البته امروز جمعه ست ساعت 4 بیدار شدم و پای کامپیوترم هنوز خیلی خوب نیستم، شاید از دیشب، شاید هم از دو روز پیش، خواب هم درمان موثری نبوده ظاهرن. شاید پست قبل یه دروغ بوده! صدای دعای عهد رو میشنوم ناخودآگاه خوشحال میشم بر میگردم سمت تلویزیون دو ـ سه کلمه ی آخر دعاست و تموم میشه تلویزیون رو خاموش می کنم :|

ادامه خواندنتو هم؟

مهندس

  • نویسندهٔ نوشته:
  • دسته‌ نوشته:وردپرس

اون: شما من رو نمیشناسین، پدرتون من رو میشناسن من: :) اون: من مهندس فلانی هستم . همون موقع بود که فهمیدم ازش خوشم نمیاد! همیشه وقتی کسایی برای هم مهندس مهندس میکنن یا کسی به من میگه مهندس و باهاشون رو در بایستی نداشته باشم جوابم اینه که: چیزی که زیاده دکتر و مهندس خودمونیش میشه: آدم دیدی سلام ما رو برسون! دکتر و مهندس که فراوونه . یکی این خط آخری رو به خود من بگه!

ادامه خواندنمهندس

روز خوب

  • نویسندهٔ نوشته:
  • دسته‌ نوشته:عکسوردپرس

میخواستم بنویسم امروز روز خوبی بود بعد با خودم فکر کردم روز خوب چجور روزیه؟ ظاهرن تعریف دقیقی نداره اما امروز روز خوبی بود! به لطف بچه ها یه عده آدم خوب رو دیدم، بچه ها رو دیدم، کلی قدم زدم، 2 تا دوست دیگه رو هم دیدم، کلی هم حرف زدیم امیدوارم همه ی روز های همه ی مردم خوب باشه عیدتون هم مبارک! عکس: بعد از نم ِ بارون امروز ـ پارک نیاوران

ادامه خواندنروز خوب

تهران انار ندارد، موش دارد

  • نویسندهٔ نوشته:
  • دسته‌ نوشته:وردپرس

امروز بعد از بارندگی عصر حوالی میدون ولیعصر بودم جاتون خالی آب جوب (جوی!) اومده بود بالا، افتضاح! از عرض خیابون که نمیشد رد شد هـِچ، این موش ها از لونه هاشون فرار کرده بودن اومده بودن توی پیاده روی ِ آب گرفته یکی جیغ میزد، یکی در میرفت، یکی شوتشون میکرد... این بانوان محترمه امثال مامان بنده پناهنده شده بودن به مغازه ها :D خلاصه کلی تفریح کردیم! آخرشم چون هیچ جوری نشد از خیابون رد شیم، نتونستیم گوشی بخریم برگشتیم خونه!!

ادامه خواندنتهران انار ندارد، موش دارد

روحیه

  • نویسندهٔ نوشته:
  • دسته‌ نوشته:وردپرس

طرف خودش رو کشته یه سایت خوب راه اندازی کنه اومده براش کامنت گذاشته: سلام عزیزم وبلاگ خوبی داری. به وبلاگ منم سر بزن!

ادامه خواندنروحیه

اضافه کاری

  • نویسندهٔ نوشته:
  • دسته‌ نوشته:وردپرس

طرف شب قدر داشت مخ میزد! احتمالن فکر کرده بود امتیازش 1000 برابره شایدم 999 تا دختر اشانتیون بهش میدن . پی نوشت: پینوکیو آدم شد، ما هنوز فرق گربه نره و پدر ژپتو رو تشخیص نمیدیم . پی نوشت دو: بدبختی دختر هم نشدیم که ماهی پنجاه ـ شصت تومن کرایه ماشین ندیم پی نوشت سه: کماکان تو فکرشم که برم گواهینامه ام رو بگیرم!

ادامه خواندناضافه کاری

Twilight

بد نبود اما آهنگ هاش (OST) از خود فیلم یه سر و گردن بالاتر بود به نظرم باید دانلودشون کنم Twilight Original Soundtracks راستی امشب تنها بودم ساچمه(عدس) پلو درست کردم به شهادت خونواده خوب شده بود اما فک کنم باید بیشتر رو ته دیگش کار کنم :دی

ادامه خواندنTwilight

وبلاگ

بچه ها دنبال کد کامنت باکس میگشتن، تو این سایت ها یه تعدادی هست 1 2 3 4 5 من که هنوزم بهشون علاقه ای ندارم! اگر کسی استفاده کرد و راضی بود، به ما هم خبر بده. دنبال یه قالب قشنگ ِ سازگار با پرشین بلاگ میگردم. این قالب خیلی سازگار نبود، یه مقدار کدش رو ویرایش کردم تا لینک های پیشنهادی رو قرار بدم و اینا، اما خیلی باهاش راحت نیستم؛ اگر کسی قالب قشنگ سراغ داره ممنون میشم خبر بده. کامنت هایی که حس کنم میشه جواب داد رو جواب میدم، لطف کنین گاهی به کامنتای قبلیتون سر بزنید کماکان فیس بوک و وردپرس مارو راه نمیدن و اصلن هم معلوم نیست چرا...؟!

ادامه خواندنوبلاگ