تاریخ
پنج سال ازت بزرگتر باشه. دختری که یه شب ساعت 1:30 بهت زنگ میزنه و همون نصفه شبی چهل دقیقه با اشک و گریه باهات حرف میزنه... پسری که 6-7 سال باهم بودن رهاش کرده باشه... و به تو زنگ بزنه... حالا، دو سال بعد، بدون اینکه هیچ خبری بده عقد کرده باشه --- یه دختر دیگه هم - دوست یکی از بچه ها - چند بار وقتی کمک لازم داشت، اومد سراغم. دوست پسر نامردش اذیتش میکرد حتا اونوقتی که میخواست خود کشی کنه، زنگ زد بهم و با گریه حرف میزد و وقتی که اوضاعش بهتر شد... دو سالی میشه که هیچ خبری نداده. حتا یه تشکر کوچیک هم...

