Entry for April 03, 2009
It's the question that drive us... یکی از دیالوگ های ماتریکس عکس : یکی از روزای تعطیلات عید - پارک جنگلی سرخه حصار
!بسم الله
دلی که عشق ندارد و به عشق نیاز دارد آدمی را همواره در پی گمشده اش ملتهبانه به هر سو می کشاند
Me vs. Myself
عکس : یه شبی ـ چند ماه پیش Darkness vs. Light Whisper پی نوشت : i این شهر پر از فاحشه ست حالا یا از لحاظ جسمی و فیزیکی ؛ یا از لحاظ فکری و روانی اگه بهت بر میخوره بعدی رو نخون بعید نیست من و تو هم ، حداقل گاهی اوقات ، جزوشون بوده باشیم I tried to kill the pain But only brought more
new entry
Love Theme آهنگ حالا تو، سبب گریه ی من را می دانی و می دانی که هیچ چیز به قدر خنده های تو ... پی نوشت یک : ا Deleted : پی نوشت دو Deleted : پی نوشت سه
همیشه سبز
آهنگ خانه ی سبز وگر دست محبت سوی کس یازی به اکراه آورد دست از بغل بیرون که سرما سخت سوزان است
سایه
زندگی به اون بدی ها هم که تو فکر می کنی نیست رفیق . . . . . یه ذره از اون بدتره! ا ا اینو بعد از خوندن این پست سعید نوشتم ، بد نیس بخونیدش
پرواز
می توانی بزرگ و در اوج باشی ... اما به دیگران نیز عمیقن توجه کنی ا Deep Blue Sea آهنگ ا ا یه جمله هم هست که میگه : پرواز را به خاطر بسپار ، پرنده مردنیست اما من قبولش ندارم
.است
اینجا تجریش است. ا تجریش در منطقه ی یک ِ تهران است. ا تهران پایتخت ایران است. ا ایران کشوری وسیع ، با قدمتی چند هزار ساله است. ا امکانات در حد کـَپَر است! ا شعور بسیاری از مقامات و مسؤلان هم شعور بسیاری از مردم هم ا * * * * ا ا میدونی ... به نظرم به جایی رسیدیم که به ملت "باید" ها تبدیل شدیم ؛ ا نه "است" ها و "هست" ها
من
و من ، تو را زندگی می کنم ماه به ماه / هفته به هفته / روز به روز / لحظه به لحظه و دستانت را تجربه کرده ام اما اما ... هیچگاه عمق آبی چشمانت را کشف نکرده ام ... ا ا ا

