!این هم از امروزمون

  • نویسندهٔ نوشته:
  • دسته‌ نوشته:یاهو 360‏

1ا امروز توی دانشگاه یه نفر که نه میشناختمش و نه اصلن تا حالا دیده بودمش ، جلومو گرفت و پرسید : « تا کی باید به چیزایی که دوس داریم نرسیم؟! » بعد هم راهشو گرفت و رفت ا 2 ا تو مسیر برگشت به خونه داشتم از کنار یه تلفن عمومی رد می شدم که یه دختر جوون ( که کلی هم به قیافش رسیده بود! ) - گفت : ببخشید آقا؟! -گفتم : بله؟ - گفت : میشه لطفن کارت [تلفن] رو برام در بیارین؟ من به دستم کِرِم زدم! ا اونموقع یاد این اسمایلی افتادم! ا

ادامه خواندن!این هم از امروزمون

Entry for September 22, 2008

اول اینجا رو بخونین حالا عرضم به حضورتون که ، کسی که اون مطلب رو نوشته ، از دوستان بنده و خوشبختانه یه دختره ( واسه این گفتم خوشبختانه که ابراز علاقه ی یه پسر به یه دختر ، آبرو مندانه تر از ابراز علاقه ی یه پسر به یه پسره ! ) حالا درد من چیه؟! واللا درد من اینه که ما هروقت یه غلطی کردیم و یه عکس از خودمون گذاشتیم تو پیجمون ، چنتا آی دیه جدید و نا آشنا جلومون تو مانیتور رژه رفتن! حالا من نمیدونم بنده ملکه ی زیبایی ام ( فرض محال که محال نیست!) که هر دفعه چنتا دختر و پسر می خوان ما رو اد کنن؟! یا اینکه قضیه چیز دیگه ایه فقط مشکل اصلی من اینه که تو هیچکدوم از این دوتا عکس ها ، نه صورت من معلومه نه بدن من. شما پیدا کنید پرتقال فروش را ... ا پی نوشت : تا الان (12 شب) که 8-9 نفر شدن در مورد عکس : حرکت نور چراغ قوه تو تاریکی و نور دهی طولانی و زمان زیاد باز بودن شاتر

ادامه خواندنEntry for September 22, 2008

…پیری زودرس

Deleted... در مورد عکس : عکس خیلی خوب از آب در نیومد ، اما صحنه ی خیلی جالب و قشنگی بود یه دختر و یه پسر کوچولو کنار هم نشسته بودن و بدون هیچ حرفی مدت طولانی ای به دریا خیره شده بودن کاش میدونستم به چی فکر می کنن ... ا

ادامه خواندن…پیری زودرس