من و دیوار
اون اواخر یه بار بهش گفتم: فلانی این روندت رو عوض کن. دیر میشه ها... جواب داد: چی دیر میشه؟ :|
اون اواخر یه بار بهش گفتم: فلانی این روندت رو عوض کن. دیر میشه ها... جواب داد: چی دیر میشه؟ :|
فرهاد کوه رو کند و سربلند پیش شیرین برگشت اما فهمید شیرین از مجنون حامله ست ...
کمان آرش وثیقه ی قسط بانک بود بانک کمانش رو به زور ازش گرفت آرش تیری رها نکرد ...
نوشدارو گرون بود رستم و تهمینه تصمیم گرفتن که تهمینه چند شب خود فروشی کنه تا بتونن سهراب رو نجات بدن ...
ژاله... و اما ژاله! ...
چی مسخره تر از اینکه توی دنیایی زندگی کنی که کسی مثل لیدی گاگا توش هم معروف باشه و هم محبوب؟
دخترا این روند ناز و نیاز ، هر روز داره پوچ ترتون میکنه حواستون هست؟
آدما نسبت به هم مسئولن ... ( صدای خنده ی حضار )
اشتباه خوب اشتباهیه که اگه زمان به عقب برگشت حاضر باشی دوباره هم مرتکبش بشی
هر وبلاگ نویسی بارها تصمیم میگیره که در وبلاگش رو گل بگیره
پاش وایسا