مرض نویسندهٔ نوشته:امین نوشته منتشر شده است:آوریل 12, 2011 دسته نوشته:مینیمال / وردپرس نظرات نوشته:8 دیدگاه خاطراتم درد میکنه #نوشته های مشابه: دل برچسبها: اهالی جامعه مجازی, خودمونی, درد, فرهیخفسردگی, ما مطالعه مقالات بیشتر پست قبلی558 نوشته بعدیشوخی… شاید دوست داشته باشید Entry for May 31, 2008 می 30, 2008 دست ها سپتامبر 27, 2009 تو سپتامبر 1, 2014 Freedom اکتبر 16, 2008 این نوشته 8 دیدگاه دارد مهدی ملک زاده پاسخ 12 آوریل 2011 باید می گفتی : خاطراطت در می کند! (ههمینجوری) امین پاسخ 13 آوریل 2011 مخاطب خاص ندارم دیگه اوم… نمیدونم :| ولش کن اصلن مهندس پنگول جونی پاسخ 12 آوریل 2011 امان از خاطرات امین پاسخ 13 آوریل 2011 :| fragile silence پاسخ 13 آوریل 2011 خاطرم نیست که خاطره ات دردناک بود یا خاطرت. امین پاسخ 13 آوریل 2011 فک کنم باید بیشتر فک کنی/کنیم Asiyeh پاسخ 13 آوریل 2011 مسکن ….دوای درددت است ..برای ان خاطره ی خاله کوچیکت کلی خندیدم …اخی چقد ناز بودی … امین پاسخ 13 آوریل 2011 :) دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخدیدگاهبرای نظر دادن، نام یا نام کاربری خود را وارد کنید برای نظر دادن، ایمیلتان را وارد کنید نشانی وب سایت خود را وارد کنید (اختیاری) ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی مینویسم. Δ
Asiyeh پاسخ 13 آوریل 2011 مسکن ….دوای درددت است ..برای ان خاطره ی خاله کوچیکت کلی خندیدم …اخی چقد ناز بودی …
باید می گفتی :
خاطراطت در می کند!
(ههمینجوری)
مخاطب خاص ندارم دیگه
اوم… نمیدونم
:|
ولش کن اصلن
امان از خاطرات
:|
خاطرم نیست
که
خاطره ات
دردناک بود
یا خاطرت.
فک کنم باید بیشتر فک کنی/کنیم
مسکن ….دوای درددت است ..برای ان خاطره ی خاله کوچیکت کلی خندیدم …اخی چقد ناز بودی …
:)