ستم نویسندهٔ نوشته:امین نوشته منتشر شده است:شهریور 19, 1388 - سپتامبر 10, 2009 دسته نوشته:وردپرس نظرات نوشته:۶ دیدگاه خیلی ستمه که تو خواب خواب ببینی که خوابت میاد در حد مرگ #نوشته های مشابه: ادامه ی ستم 613 – دیالوگ تو هم؟ دلشون جوونه! برچسبها: خودمونی, مینیمال مطالعه مقالات بیشتر پست قبلیاضافه کاری نوشته بعدیادامه ی ستم شاید دوست داشته باشید فلسفه ی وجودی بشر 2 مهر 9, 1388 - اکتبر 1, 2009 بودن مهر 3, 1388 - سپتامبر 25, 2009 Freedom آبان 14, 1387 - نوامبر 4, 2008 وقایع نگاری یک میزبان فروردین 3, 1389 - مارس 23, 2010 این نوشته 6 دیدگاه دارد سینا پاسخ 19 شهریور 1388 - 10 سپت 2009 از عواقب شام سنگین خوردنه!!:دی امین پاسخ 19 شهریور 1388 - 10 سپت 2009 نخوردم به خدا!! سرور پاسخ 19 شهریور 1388 - 10 سپت 2009 ستمه با کلی ذلت بخوابی اما انقد خواب ببینی که وقتی از خواب پا شدی انگار با چوب گرفتن زدنت – کاملاً خسته unique پاسخ 19 شهریور 1388 - 10 سپت 2009 خیلی ستمه که تو خواب خواب ببینی کل توابع برنامه نویسی دنبالت کردن :دی (خواب ترم اول دانشگاهم) امین پاسخ 20 شهریور 1388 - 11 سپت 2009 =)) امین پاسخ 20 شهریور 1388 - 11 سپت 2009 خلاقیت!! دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخدیدگاهبرای نظر دادن، نام یا نام کاربری خود را وارد کنید برای نظر دادن، ایمیلتان را وارد کنید نشانی وب سایت خود را وارد کنید (اختیاری) ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی مینویسم. Δ
سرور پاسخ 19 شهریور 1388 - 10 سپت 2009 ستمه با کلی ذلت بخوابی اما انقد خواب ببینی که وقتی از خواب پا شدی انگار با چوب گرفتن زدنت – کاملاً خسته
unique پاسخ 19 شهریور 1388 - 10 سپت 2009 خیلی ستمه که تو خواب خواب ببینی کل توابع برنامه نویسی دنبالت کردن :دی (خواب ترم اول دانشگاهم)
از عواقب شام سنگین خوردنه!!:دی
نخوردم به خدا!!
ستمه با کلی ذلت بخوابی اما انقد خواب ببینی که وقتی از خواب پا شدی انگار با چوب گرفتن زدنت – کاملاً خسته
خیلی ستمه که تو خواب خواب ببینی کل توابع برنامه نویسی دنبالت کردن :دی (خواب ترم اول دانشگاهم)
=))
خلاقیت!!