دیالوگ: باور

  • نویسندهٔ نوشته:
  • دسته‌ نوشته:تضاددیالوگ

+ درباره‌ی پیت به مردم چی میگیم؟ - بهش میگیم وقتی رفتیم دنبال آذوقه، مُرد و جون ما رو نجات داد + به نظرت واقعاً باور میکنن؟ - مردم چیزی که میخوان رو باور میکنن همه یه قهرمان رو دوست دارن

ادامه خواندندیالوگ: باور

دیالوگ

+ خانم ها و آقایون ؛ بهتون اطمینان میدم مهم نیست بقیه چه قولهایی میدن وقتی سربزنگاه میرسه هیچکدومشون اونجا نیستن ... --------- - تو جز نشستن هیچ کاری نکردی تو تنبل و احمقی فکر می کنی خدا به خاطر حماقتت بهت رحم می کنه؟ خدا آدمای احمق رو نجات نمیده --------- + تو حسودی؟ حسادت می کنی؟ من یه حس رقابت دارم نمیخوام هیچکس دیگه موفق بشه از بیشتر افراد متنفرم یه وقتایی میشه که به آدم ها نگاه می کنم و چیزی که ارزش دوست داشتن داشته باشه پیدا نمی کنم میخوام به قدر کافی پول درآرم ، که بتونم از همه کناره بگیرم من چیزای خیلی بدی در مردم می بینم . سالها این نفرت رو ساختم ذره به ذره

ادامه خواندندیالوگ