613 – دیالوگ

رویاهای ما نشون دهنده ی اینه که ما کی هستیم...  --- + ما فقط دنبال یه جایی برای مخفی شدن و استراحت کردن می گشتیم - به چه ترتیب؟ یعنی اولش می خواین مخفی بشین یا استراحت کنین؟ + حالا چه فرقی می کنه؟ - خیلی! اگه اول بخواین مخفی بشین میگم که توی دردسر بزرگی هستین اما اگه استراحت کردن اول باشه میگم که وضعیت زیاد هم خطرناک نیست  --- وقتی خسته شدین روحیه تون رو از دست دادین و تا اونجایی که میتونستین پیش رفتین تازه به نصف راه رسیدین...  --- + میدونی، این داستان مورد علاقه پدرمه. اون همیشه برامون اینو تعریف می کرد - تو هم خوشت میاد؟ + راستش، کامل شبیه اون چیزی که پدرم می گفت نیست - نه؟ مگه اون چی می گفت؟ + خب... بابا همیشه کاری می کرد که خیلی قهرمانانه به نظر برسه می دونی؟ مثل یه پیروزی بزرگ اما ، در این تاریخچه خب نبرد بیشتر شبیه... - شبیه جهنمه؟  --- + می دونی... کله م می گفت یه کاری بکن در حالی که دلم می گفت کار دیگه ای کنم - و تو به کله ت اعتماد کردی... این وقتیه که تو شکست خوردی...  --- + اون  قهرمان من بود... - خب آره، فکر کنم سخت باشه که قهرمانت رو ببینی و ببینی که واقعیت داره و افسانه نیست  --- خب... وقتی توی میدون نبرد می جنگی با شکوه نیست، زیبا نیست و حتی قهرمانانه هم نیست فقط انجام کار درسته   ‏ انیمیشن Legend of the Guardians  - 2010 با تغییر

ادامه خواندن613 – دیالوگ