دیالوگ – احساس

  • نویسندهٔ نوشته:
  • دسته‌ نوشته:تضاددیالوگ

- اصلاً هیچ فكر و احساسی داری؟ نظرت درباره ی گناه چیه؟ + بذار یه چیزی رو ازت بپرسم. به خاطر چی زندگی میكنی؟ - زندگی میكنم... واسه این زندگی میكنم كه... به خاطر حفظ و دوام این جامعه ی بزرگ... برای خدمت... + این یه چرخه ست! تو داری برای ادامه ی زندگیت، زندگی میكنی! هدفت چیه؟ - هدف تو از زندگی چیه؟ + حس كردن چیزی كه تو تا حالا انجامش ندادی... نمیتونی بفهمی چیه اما مثل نفس كشیدن ضروریه و بدون اون... بدون عشق، بدون خشم، بدون غصه... نفس كشیدن چیزی جز تیك تاك ساعت نیست ---- اولین چیزی كه در مورد احساس باید بدونی اینه كه اون ارزش تضاد و تناقض داشتن رو داره ولی بدون مانع، بدون كنترل، احساس یه آشفتگیه ---- دیدنش برای آخرین بار، فقط شرایط رو برای كاری كه میخوای انجام بدی سخت تر میكنه

ادامه خواندندیالوگ – احساس