تنشون میخاره

  • نویسندهٔ نوشته:
  • دسته‌ نوشته:وردپرس

به سلامتی این ترم رو با دعوا با مسئول دفتر آموزش و رئیس آموزش دانشکده شروع کردم سایت رو بسته بودن و اجازه ی استفاده نمیدادن. میگفتن الآن کسی رو نداریم بذاریم بالا سر بچه ها و حذف و اضافه ست و سایت شلوغ میشه و...! من هم حذف و اضافه داشتم و اعصابم هم مقادیری داغون بود، وقتی دلایل منطقی آقایون رو دیدم، به سبک خودشون با منطق داد و بیداد فرمودم که... خلاصه نتیجه اینکه مدتی رو با اون دوتا داد و بیداد کردم جالبه که جز اینکه من رفتم توی سایت، سبب خیر شدم و بعدن بقیه رو هم راه دادن ضمنن از من هزینه ی ساعتی 200 تومن شون رو هم نگرفتن! احتمالن ترسیده بودم ازم! خلاصه اینکه جز مسئولین و مردم، قوانینمون هم آره!

ادامه خواندنتنشون میخاره

آدم

  • نویسندهٔ نوشته:
  • دسته‌ نوشته:وردپرس

با استاد مبانی برق دعوام شده و کلاس رو بیخیال شدم و از کلاس زدم بیرون ( و انصافن هم حق با من بود و خیلی جلوی خودم رو گرفتم که یقه ش رو نگیرم ) یکی از بچه ها قیافم رو میبینه و میگه چی شده ، براش توضیح میدم نگاهم میکنه و میگه فرصت خوبیه برای 20 گرفتن! یه جعبه شیرینی بخر و باهاش رفیق شو و 20 رو بگیر... بهش میگم: برای 20 حاضری هر کاری بکنی و هر چیزی رو تحمل کنی؟ با صدای بلند میگه: آره!

ادامه خواندنآدم