Warning: Undefined array key "url" in /home3/tazadir1/public_html/wp-content/plugins/wpforms-lite/src/Forms/IconChoices.php on line 127

Warning: Undefined array key "path" in /home3/tazadir1/public_html/wp-content/plugins/wpforms-lite/src/Forms/IconChoices.php on line 128

Warning: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /home3/tazadir1/public_html/wp-content/plugins/wpforms-lite/src/Forms/IconChoices.php:127) in /home3/tazadir1/public_html/wp-includes/feed-rss2.php on line 8
کار گروهی – تضاد https://www.tazad.ir یه زندگی؛ غیر فیزیکی...‏ Tue, 10 Apr 2012 19:16:49 +0000 fa-IR hourly 1 https://www.tazad.ir/wp-content/uploads/2025/05/cropped-Tazad-Logo-by-Amin-32x32.png کار گروهی – تضاد https://www.tazad.ir 32 32 مگه اینکه خلافش ثابت بشه https://www.tazad.ir/1391/01/22/%d9%85%da%af%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86%da%a9%d9%87-%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%81%d8%b4-%d8%ab%d8%a7%d8%a8%d8%aa-%d8%a8%d8%b4%d9%87/ https://www.tazad.ir/1391/01/22/%d9%85%da%af%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86%da%a9%d9%87-%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%81%d8%b4-%d8%ab%d8%a7%d8%a8%d8%aa-%d8%a8%d8%b4%d9%87/#comments Tue, 10 Apr 2012 19:16:49 +0000 http://amiiin.wordpress.com/?p=4128 #نوشته های مشابه:
  1. عاشق!‏
  2. عیش مدام
  3. ای بابا D: ‏
]]>
  • توی عید یه گروه شش نفره از بچه های دانشگاه باهم قرار داشتیم برای پیگیری ِ یه کاری. بعد از اینکه نیم ساعت منتظرشون شدم، راه افتادم که برم که دیدم سه نفرشون اومدن. خداحافظی کردم و نموندم. ناراحت شده بودن و به مشکل برخوردیم و یکیشون که دختر بود، ادا درآورد و عملن باهم دعوامون شد
  • هفته ی پیش به خاطر استادی که توی پنج هفته کمتر از 15 دقیقه اومده بود سر کلاس و رسمن علافم (بقیه لابد براشون مهم نیست. پس علافم نه علافمون) کرده بود رفتم پیش آموزش دانشکده فنی و… که البته هفته ی پیشش هم به خاطر همین دیوانه پیش معاون آموزشی دانشکده خودمون رفته بودم
  • امروز از ساعت 12 تا 1 داشتم با استاد کنترل موجودی دو بحث میکردم. ادامه ی بحثی بود که سرکلاس شروع کرده بودیم. بحث تکراری ِ چرا ما باید این اراجیف رو حفظ کنیم و نرم افزار درس بده و امتحان اپن بوک بگیر و چرا باید چرخ رو از اول اختراع کنیم؟ که البته نتیجه ی مثبتش این بود که برای آینده ها! برنامه ای بریزه و حرفش به من هم این بود که خودت رو شهید نکن و اعتدال و برای خودت دل بسوزون و بقیه هم آره اما اول خودت و…
  • امروز دوتا از بچه ها رو که باهم پروژه ی پایانی داریم و عملن 4-5 بار کار/قرارمون رو پیچوندن و توی عید هم من 370 صفحه گزارش خوندم اما اونا به 3تا سایت سر نزدن و… رو دیدم و قرار شده که تا فردا یه کاری رو انجام بدن دوباره
  • امروز با یه جمع شش نفره ی دیگه صحبت کردیم و یه سری قرار هایی گذاشتیم و یه سری کارها رو مشخص کردیم. به خاطرش من با مسئول یه همایش صحبت کردم و به معاون آموزشی ایمیل زدم و چندتایی ایمیل فرستادم و به چنتا سایت سر زدم. قرار بوده تا امشب هر کدومشون 1 پاراگراف متن بفرستن. ساعت 11:40 دقیقه ست و خبری ازشون نیست
  •  

    جدیدن بدجوری گرممه

    از دوتا شغل با درآمد ماهی یک میلیون گذشتم. خوشحالم

    ]]>
    https://www.tazad.ir/1391/01/22/%d9%85%da%af%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86%da%a9%d9%87-%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%81%d8%b4-%d8%ab%d8%a7%d8%a8%d8%aa-%d8%a8%d8%b4%d9%87/feed/ 1

    Fatal error: Uncaught wfWAFStorageFileException: Unable to verify temporary file contents for atomic writing. in /home3/tazadir1/public_html/wp-content/plugins/wordfence/vendor/wordfence/wf-waf/src/lib/storage/file.php:51 Stack trace: #0 /home3/tazadir1/public_html/wp-content/plugins/wordfence/vendor/wordfence/wf-waf/src/lib/storage/file.php(658): wfWAFStorageFile::atomicFilePutContents('/home3/tazadir1...', '<?php exit('Acc...') #1 [internal function]: wfWAFStorageFile->saveConfig('livewaf') #2 {main} thrown in /home3/tazadir1/public_html/wp-content/plugins/wordfence/vendor/wordfence/wf-waf/src/lib/storage/file.php on line 51