کتاب عاشقانه ها، گزیده ای از شعر های شل سیلوراستاین (عمو شلبی)
]]>ولی امید به اینکه سال آینده صرفن به خاطر نو بودنش سال بهتری باشه
هم توقع احمقانه ایه
]]>چرت میگه
نه؟
هیشکی دیگه همون آدم نیس
پشت میدون مین زمینگیر بودیم. چند نفرداوطلب شدن با رفتن روی مین معبر بازکنن. یکیشون چند قدم که رفت برگشت. فکرکردیم ترسیده! پوتیناشو داد به همرزمش، گفت: تازه از تدارکات گردان گرفتم. حیفه. بیت الماله! پابرهنه رفت…
کجایند مردان بی ادعا…
براش نوشتم:
یکی هست، 3 هزار میلیارد تومن از همین بیت المال رو با رفقاش خورده… فراریش دادن!
کجایند مردان بی ادعا؟؟
]]>( صدای خنده ی حضار )
]]>