بابا هم مثل 5 سال اخیر دیگه میخواد نره سرکار، احتمان انقدر زنگ میزنن که باز پا میشه میره. میترسم اگه نره زخم بستر بگیره، همش دراز کشیده پای اخبار
من هم برای دومین بار میخوام خودم رو بازنشست کنم. من تصمیمم جدیه (البته بابا هم شاید نره دیگه، هرچند بالاخره باید نون بیاره برا خونه!) احتمالن من دیگه نرم. این دومین کارم بود. 3 سال هم که جای دیگه ای بودم. فک کنم دیگه نرم اینجا، شایدم فعلن یه 7-8 ماهی نرم
]]>که تصمیمت رو گرفتی، مطمئن هم هستی
اما لحظه ی آخر میفهمی که دلت نمیاد…
]]>اشتباهیه که اگه زمان به عقب برگشت
حاضر باشی دوباره هم مرتکبش بشی
]]>بارها تصمیم میگیره که در وبلاگش رو گل بگیره
]]>