سلام امین جان
آدم گاهی فقط یک زندگی آرام کنار عزیزانش میخواد ولی گاهی رسیدن به این آرزو چقدر دور به نظر میرسه.
آرامش کنار آدمهایی که دوستشون داریم، مثل سایهایه که در گرمای ظهر تابستون پناه آدم میشه.
امیدوارم این سایه هرگز از زندگیت کم نشه و به زودی همون آرامش و همراهی نصیبت بشه و قلبت از بودن کنار عزیزانت گرم بمونه.
مراقب خودت باش
فریاد
سلام امین جان
از اینکه هنوز هستی و به یادم بودی واقعا سپاسگزارم. از دیدن کامنتت خیلی خوشحال شدم دوست من 🌹
راستش، من هرگز نوشتن در وبلاگ رو ترک نمیکنم و همیشه هستم، اما گاهی زندگی انقدر شلوغ میشه که آدم رو از نوشتن دور میکنه. مشغلههای کاری و از اون مهمتر ابهام سرنوشت کشور و وضعیت نابود ایران گاهی چنان سنگینی میکنه که انگیزهها سرد و واژگان در سینه حبس میشه و راهی به کاغذ پیدا نمیکنه.
اما دیدن نام تو در میان کامنتها یک یادآوری مهربونه که هنوز کسانی هستند که نبودن دیگران رو حس میکنند و اینها انگیزهای برای ادامه.
خوشحالم که هنوز هستی، تندرست و مانا باشی دوست من 🌹
سلام امین جان
آدم گاهی فقط یک زندگی آرام کنار عزیزانش میخواد ولی گاهی رسیدن به این آرزو چقدر دور به نظر میرسه.
آرامش کنار آدمهایی که دوستشون داریم، مثل سایهایه که در گرمای ظهر تابستون پناه آدم میشه.
امیدوارم این سایه هرگز از زندگیت کم نشه و به زودی همون آرامش و همراهی نصیبت بشه و قلبت از بودن کنار عزیزانت گرم بمونه.
مراقب خودت باش
فریاد
سلام امین جان
از اینکه هنوز هستی و به یادم بودی واقعا سپاسگزارم. از دیدن کامنتت خیلی خوشحال شدم دوست من 🌹
راستش، من هرگز نوشتن در وبلاگ رو ترک نمیکنم و همیشه هستم، اما گاهی زندگی انقدر شلوغ میشه که آدم رو از نوشتن دور میکنه. مشغلههای کاری و از اون مهمتر ابهام سرنوشت کشور و وضعیت نابود ایران گاهی چنان سنگینی میکنه که انگیزهها سرد و واژگان در سینه حبس میشه و راهی به کاغذ پیدا نمیکنه.
اما دیدن نام تو در میان کامنتها یک یادآوری مهربونه که هنوز کسانی هستند که نبودن دیگران رو حس میکنند و اینها انگیزهای برای ادامه.
خوشحالم که هنوز هستی، تندرست و مانا باشی دوست من 🌹
سلامت باشی. میفهمم… :)
یه راهی بده که پیدات کنم، میخوای کامنت بذار و پاک کنم، یا فرم تماس یا جای دیگه…