عاشق!‏

یک – نشسته یه گوشه. میگم: چته تو؟! میگه: حالم خوب نیست

یکی از بچه ها میگه: شکست عشقی خورده

دو – ۲-۳ هفته پیش

منو برداشته برده پارک دانشجو تا باهام حرف بزنه! حدود دو ساعت و نیم توی گوشش یاسین خوندم

هر ۴ – ۵ هفته یه بار تصمیم میگیره که با یکی از دخترای دانشکده باشه! و وقتی نمیشه، دچار همین وضعیت امروزش میشه

سه – میگم: به این نمیگن شکست عشقی، میگن پریـود! و میذارم میرم…

این نوشته 3 دیدگاه دارد

  1. Asiyeh

    :دی
    نیستی ؟خوبی؟

  2. inSomiiinia

    این واسه مامانم تعریف کردم

    1. امین

      :)) :-”
      ری اکشن؟

دیدگاهتان را بنویسید