من و دیوار نویسندهٔ نوشته:امین نوشته منتشر شده است:خرداد 3, 1390 - مه 24, 2011 دسته نوشته:مینیمال / وردپرس نظرات نوشته:۰ دیدگاه اون اواخر یه بار بهش گفتم: فلانی این روندت رو عوض کن. دیر میشه ها… جواب داد: چی دیر میشه؟ :| #نوشته های مشابه: دستمو دوست داشت… جدیدن اصلن نمیفهممتون !همه بیان یاری کنن ، امین شوهر داری کنه … البته روم به دیوار ها مهندس تفریحات سالم ما برچسبها: :|, خاطره, دیوار مطالعه مقالات بیشتر پست قبلی599 نوشته بعدیمن و پسری که خیلی وقتا فرق داشت شاید دوست داشته باشید دستمو دوست داشت… آذر 9, 1389 - نوامبر 30, 2010 597 اردیبهشت 30, 1390 - مه 20, 2011 برف بازی بهمن 6, 1389 - ژانویه 26, 2011 گذشته ها نگذشته شهریور 8, 1391 - اوت 29, 2012 دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخدیدگاهبرای نظر دادن، نام یا نام کاربری خود را وارد کنید برای نظر دادن، ایمیلتان را وارد کنید نشانی وب سایت خود را وارد کنید (اختیاری) ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی مینویسم. Δ