Warning: Undefined array key "url" in /home3/tazadir1/public_html/wp-content/plugins/wpforms-lite/src/Forms/IconChoices.php on line 127

Warning: Undefined array key "path" in /home3/tazadir1/public_html/wp-content/plugins/wpforms-lite/src/Forms/IconChoices.php on line 128

Warning: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /home3/tazadir1/public_html/wp-content/plugins/wpforms-lite/src/Forms/IconChoices.php:127) in /home3/tazadir1/public_html/wp-includes/feed-rss2-comments.php on line 8
دیدگاه‌ها برای: کشور من https://www.tazad.ir/1388/11/22/%da%a9%d8%b4%d9%88%d8%b1-%d9%85%d9%86/ یه زندگی؛ غیر فیزیکی...‏ Thu, 18 Feb 2010 05:26:09 +0000 hourly 1 توسط: امین https://www.tazad.ir/1388/11/22/%da%a9%d8%b4%d9%88%d8%b1-%d9%85%d9%86/#comment-4108 Thu, 18 Feb 2010 08:56:09 +0000 http://amiiin.wordpress.com/?p=1907#comment-4108 در پاسخ به پرناز.

منم نگفتم تو اینو گفتی که!
اما یه عده همین رو میگن، همونجوری زندگی میکنن
قبول داری که؟

]]>
توسط: پرناز https://www.tazad.ir/1388/11/22/%da%a9%d8%b4%d9%88%d8%b1-%d9%85%d9%86/#comment-4107 Wed, 17 Feb 2010 23:47:04 +0000 http://amiiin.wordpress.com/?p=1907#comment-4107 در پاسخ به امین.

اِاِ اِ اِ! من که نگفتم با یاد اون دوران خوشم! گفتم مثل اون دوران باید عبرت بگیریم

]]>
توسط: امین https://www.tazad.ir/1388/11/22/%da%a9%d8%b4%d9%88%d8%b1-%d9%85%d9%86/#comment-4106 Wed, 17 Feb 2010 16:25:07 +0000 http://amiiin.wordpress.com/?p=1907#comment-4106 در پاسخ به پرناز.

برای رسیدن بهش ِ که زندگی میکنیم ( چه شرعی و دینی، چه عقلی و فلسفی، چه تنازع بقا و …)
اما اینکه با یاد و خاطره ی اون دوران خوش باشیم
و صرفن خوش باشیم که ما اون بودیم…
اصلن جالب نیست!
یه جورایی یاد این خل ِ دیوونه هایی افتادم که هنوزم با یاد و خاطره ی شاه خدا بیامرزشون زندگی میکنن!!

]]>
توسط: امین https://www.tazad.ir/1388/11/22/%da%a9%d8%b4%d9%88%d8%b1-%d9%85%d9%86/#comment-4105 Wed, 17 Feb 2010 15:59:22 +0000 http://amiiin.wordpress.com/?p=1907#comment-4105 در پاسخ به پرناز.

فکر میکنی میشه درستش کرد؟
فکر میکنی هنور هم میشه درستش کرد؟
اصن فکر میکنی تو این روزگار میشه جایی رو درست کرد؟ تو به عنوان یه مادر (دختر) حتا اگه بتونی بچه َت رو درست کنی و خوب تربیتش کنی، زیادی هم کار کردی
روزگار درست کردن گذشته رفیق!

]]>
توسط: پرناز https://www.tazad.ir/1388/11/22/%da%a9%d8%b4%d9%88%d8%b1-%d9%85%d9%86/#comment-4104 Wed, 17 Feb 2010 15:11:32 +0000 http://amiiin.wordpress.com/?p=1907#comment-4104 در پاسخ به امین.

بذار اینجوری بگم حال و هوای این زندگی رو دوست دارم این نظر منه انتظار ندارم همه مثل من فکر کنن
اتفاقن به خاطر همینه !!اما چرا برای یک اوج زندگی کردن افتضاحه؟ مگه چیزه دیگه ای هست زندگی رو معنا بده-منظورم اینه همهه بالاخره برای یک هدفی زندگی میکنن اینم یه نوعشه

]]>
توسط: امین https://www.tazad.ir/1388/11/22/%da%a9%d8%b4%d9%88%d8%b1-%d9%85%d9%86/#comment-4103 Wed, 17 Feb 2010 08:30:04 +0000 http://amiiin.wordpress.com/?p=1907#comment-4103 در پاسخ به پرناز.

این که اوج ِت رو تو ذهن داشته باشی، الگو بگیری، تکرار کنی … خوبه
اما اینکه با خاطرش زندگی کنی افتضاحه!

چی ِ یه کشور میتونی ارزشمند باشه؟ خاکش؟ خاک ارزشی داره؟!
چرا آدم باید به یه جا پایبند باشه؟
فکر نمیکنم به خاطر خاکش یا صرفن هم زبونی و اینا باشه
نه؟!

]]>
توسط: پرناز https://www.tazad.ir/1388/11/22/%da%a9%d8%b4%d9%88%d8%b1-%d9%85%d9%86/#comment-4102 Wed, 17 Feb 2010 01:03:39 +0000 http://amiiin.wordpress.com/?p=1907#comment-4102 در پاسخ به Hans Schnier.

من نمیخوام نظرم رو تحمبل کنم(چقدرم تو تحمیل پذیری!×فقط نظرمه

]]>
توسط: پرناز https://www.tazad.ir/1388/11/22/%da%a9%d8%b4%d9%88%d8%b1-%d9%85%d9%86/#comment-4101 Tue, 16 Feb 2010 21:07:25 +0000 http://amiiin.wordpress.com/?p=1907#comment-4101 در پاسخ به Hans Schnier.

منظورت از مشکلات مملکتی که نشد یعنی نذاشتن درست شه و تو هم هر راهی به ذهنت رسید انجام دادی دقیقن چیه؟ دولت و ادماش؟ تو که منو میشناسی اصلن تو فاز این حرف ها نبودم چقدر این اتفاقات برام تاثیر گذار بود؟ آره رو خط فکریم اثر داشت اما کجای زندگیم این خط رو پیاده میکنم به جز اینکه یه موضوعی واسه بحثام باشه خودمم نمیدونم! میخوام بگم این وضع از اولشم معلوم بود با این کارا درست نمیشه منظورم “درست شدنه” نه “عوض شدن”!-کاری که با یه همچین حرکت های بزرگی درست نشه معلومه که باید از اول ساحته بشه میشه همون حرکت های ساده و به قول تو سطحی
اینام که گفتی راه حل نیست همون حرکتس،مثل تدریس وقتی بری به یه مشت بچه بی سواد که قراره یه بخشی از جامعه ات رو بسازن درس بدی و روشون تاثیر گدار باشی چیز سطحیه؟ بماند که اینا میتونن همون حماسه افرینان 9 دی باشن

نه من از خودی تو سری نمیخورم وقتی میگم میسازمت وطن ! من دلم میخواد همین انرژی رو بذارم واسه اینکه به هموطنام بفهمونم این که اینا میگن نیست نگو زبون نفهمی یک ژن و مربوط به ملیته! که اگه اینا نفهمن حارجیش صد مرتبه بدتر نملفهمه

]]>
توسط: Hans Schnier https://www.tazad.ir/1388/11/22/%da%a9%d8%b4%d9%88%d8%b1-%d9%85%d9%86/#comment-4100 Tue, 16 Feb 2010 18:02:36 +0000 http://amiiin.wordpress.com/?p=1907#comment-4100 در پاسخ به پرناز.

نه به خاطر این نیس. چون از نظر من مشکلات این مملکت راه حل نداره. یعنی نشدنیه. یعنی نمی ذارن بشه. من شانسمو تو راهایی که فک می کردم نتیجه می ده امتحان کردم دیدم وضع مزخرف تر از این حرفاس.الان دیگه راهی به ذهنم نمی رسه. دلیل حرفم اینه که از شما ها یا فکر و حرکتی نمی بینم یا اگه می بینم اونقد ساده و دم دستیه که اگه قرار بود کار مملکت با این چیزا را بیفته تا الان اینجوری نمی موند که من و تو درستش کنیم. حالا اصن دعوا نداره که، شما راه حل بفرما. بازارچه خیریه؟ کمپین ایدز؟ طرح معلم عشق؟ ایناس راه حلات؟

من مرفه بی دردی که از این کشور ناامید شدم و متنفرم و می خوام تو اولین فرصت ازش بزنم بیرون بخوامم نمی تونم واسه اونی که داره تو بدبختی دست و پا می زنه اما هر جوری شده “حماسه ی 9 دی” رو خلق می کنه کاری کنم! فک نمی کنم بتونم. فک نمی کنم توام بتونی. می تونی بسم الله. اما بگو چجوری.

بعد پس توام جزو اون دسته ای هستی که ترجیح می دی از خودی تو سری بخوری تا از غریبه، آره؟ الان احساس می کنی اینجا با عزت و احترام داری زندگی می کنی، نه؟ به هر حال به نظر من اینکه به 4 تا خارجی زبون نفهم حالی کنی که من ایرانی “پیس فول” و “فرندلی” ای هستم و همه ی مردمم هم شبیه اینایی که تو تلوزیون می بینین نیستن خیلی راحت تر از اینه که به این ملت بفهمونی دارن مث بربرا زندگی می کنن و باید یه تکونی بخورن.
قربون دست و پای بلوریش برم خوبه؟

]]>
توسط: پرناز https://www.tazad.ir/1388/11/22/%da%a9%d8%b4%d9%88%d8%b1-%d9%85%d9%86/#comment-4099 Tue, 16 Feb 2010 00:52:27 +0000 http://amiiin.wordpress.com/?p=1907#comment-4099 در پاسخ به Hans Schnier.

خب چرا از رو احساسه؟ به خاطر این نیست که فکر میکنی وقتی هیچ حرکتی انجام نشه فقط شعاره؟ و به خاطر این نیست که اون حرکتی که تو ذهنه تو هست ملاکته؟
اول باید بگی سازندگی یا همون “میشاژمت وطن” برای تو چی تعریف میشه و برای یکی مثل من چی؟

راستش به نظرم این درد ایران مزخرف درد بی دردیه باید خیلی اسوده باشم که دردم دموکراسی و فیل.تر و حرف های دیگه باشه نمیگم که بده نه خیلی هم خوبه اما این نشون میده که احتمالا جزء قشر مرفه هستم که دردی ندارم و متاسفانه از این کشور هم متنفرم و در اولین فرصت هم میخوام ترکش کنم و بد تر از اون اینه که اگه قرار باشه کسی یه تکونی به اینجا بده همین منم نه یک آدمی که خودش داره تو بدبختی دست و پا میزنه….اره شاید سخت باشه یا حتی زمان زیادی ببره اما شعار نیست از نظر من.

حالا جدای از این متاسفانه تو این دنیای امروز هر کجای این عرصه پهناور بری برچسب ایرانی بودن روت هست…منکرش نمیشه ید که قشر پذیرایی پیدا نمیشه خارج از ایران که از حضورت استقبال کنه همونجوری که ما از افغات ها یا سایر مهاجرین استقبال نمیکنیم

در ضمن!
اگه من میدونم اینجا مزخرفه لازم نیس هی به روم بیاری همونجوری که میگن خودش میدونه تو نمیخواد هی بگی!

]]>

Fatal error: Uncaught wfWAFStorageFileException: Unable to verify temporary file contents for atomic writing. in /home3/tazadir1/public_html/wp-content/plugins/wordfence/vendor/wordfence/wf-waf/src/lib/storage/file.php:51 Stack trace: #0 /home3/tazadir1/public_html/wp-content/plugins/wordfence/vendor/wordfence/wf-waf/src/lib/storage/file.php(658): wfWAFStorageFile::atomicFilePutContents('/home3/tazadir1...', '<?php exit('Acc...') #1 [internal function]: wfWAFStorageFile->saveConfig('livewaf') #2 {main} thrown in /home3/tazadir1/public_html/wp-content/plugins/wordfence/vendor/wordfence/wf-waf/src/lib/storage/file.php on line 51