یه جورایی دلم برای پدر و مادر ها میسوزه
مخصوصن مادر ها، پست قبلیم رو هم که حتمن دیدین
این آهنگ یه حس خاصی داره
نباید غمگین باشه، اما هست
یاد لحظه ی به دنیا اومدن یه بچه بیفتین… اون داره گریه می کنه ـ همه خوشحالن
اما درست لحظه ی شروع دردسر همون موقع ست
هم برای خودش و هم بقیه
شاید دردسر نباشه، شاید زحمات پاداش داشته باشه
اما به هر حال سخته
آهنگ رو دوست دارم
یه حس مبهم
از غم و شادی و غیره
نمایشگاه دوست داشتم برم اما نمیشه
جای منم بهش دست بمالید
360 بسته بشه دیگه سراغ جائی نمی رم
]]>بعدشم اینکه
یه خســـــــــــــــــــــــته نباشید داری تو
مثه یه بار که من مجبور شدم ناهار درست کنم 3 راهنمایی بودم اونم
چی ماهی !!!ا
مامانم رفته بود همراه مریض بیمارستان
بع من زنگ می زدم به مامان دوستم که از کجا بفهمم ماهی کی سرخ شدنش تموم شده پحته
:))
تو دیگه شاهکاری
]]>طرح الکی خوشی
]]>