ما آدم های خالی…

نوشته شده توسط امین در ۱۸ مهر ۱۳۹۸

چقدر آدم ها که ندیدم
چقدر حرف ها که با آدم هایی که ندیدم، نزدم
چقدر چیزها که از حرف هایی که با آدم هایی که ندیدم، نزدم، یاد نگرفتم
چقدر حس ها که به خاطر چیزهایی که از حرف هایی که با آدم هایی که ندیدم، نزدم، یاد نگرفتم، تجربه نکردم…

بدون دیدگاه دسته‌بندی : تضاد

خلأ

نوشته شده توسط امین در ۲۷ اسفند ۱۳۹۳

همیشه دنبال تموم کردن هستیم
و وقتی تموم میشه تازه شروع میکنیم به فکر کردن… خالی میشیم، نگران میشیم، غصه مون میگیره
خب که چی؟ چرا میخواستم تموم بشه؟ به کجا رسیدم؟ بعدش چی؟
و دنبال یه چیز جدید میگردیم
یه چیز جدید پیدا میکنیم و شروع میکنیم به حرص خوردن
چرا تموم نمیشه؟

یک دیدگاه دسته‌بندی : تضاد

سوراخ

نوشته شده توسط امین در ۲۰ آذر ۱۳۹۱

آدما نصف عمرشون رو زور میزنن که بتونن تنها باشن

تنها که شدن،

نصفه ی دیگه ی عمرشون رو زور میزنن که یکی رو پیدا کنن تا بتونن تنهاییشون رو با اون پر کنن

یک دیدگاه دسته‌بندی : تضاد

ما آدم های تکراری

نوشته شده توسط امین در ۳ آبان ۱۳۹۱

آدم چرا باید عکس بگیره، وقتی همه ی حس ها رو قبلن به تصویر کشیدن؟

چرا باید حرف بزنه، وقتی همه ی گفتنی ها رو قبلن گفتن؟

چرا باید بنویسه، وقتی همه ی درد ها رو قبلن نوشتن؟

۳ دیدگاه دسته‌بندی : تضاد, روزنگار

Your Heart Is A Muscle

نوشته شده توسط امین در ۲۸ مهر ۱۳۹۱

ما آدما تا وقتی چیزی رو نداریم برای بدست آوردنش سعی میکنیم

اما وقتی چیزی رو داریم برای حفظ کردنش تلاشی نمیکنیم :|

روزگار

نوشته شده توسط امین در ۴ مرداد ۱۳۹۱

مملکتی که در تولید اخبار ِ خود کفا شدن در تولید، خود کفا شده

اللهم فُکّ کلّ اسیر

نوشته شده توسط امین در ۱ فروردین ۱۳۹۱

سال بدی بود

ولی امید به اینکه سال آینده صرفن به خاطر نو بودنش سال بهتری باشه

هم توقع احمقانه ایه