یه زندگی؛ غیر فیزیکی…‏
Header

بهتر ِ من رو دوست داشته باشی

اسفند ۴ام, ۱۳۹۴ | نوشته‌شده به دست امین در تضاد | مینیمال - (بدون دیدگاه)

آدمی همیشه کسی را که دوست می دارد می آزارد
کافی ست کمی عشق به آن اضافه کنید،
بعد همه چیز رو به راه می شود

عاشقانه-ها---شل-سیلوراستاین---دوست-داشتن

کتاب عاشقانه ها، گزیده ای از شعر های شل سیلوراستاین (عمو شلبی)

:)

اردیبهشت ۲۹ام, ۱۳۹۴ | نوشته‌شده به دست امین در تضاد | روزنگار - (بدون دیدگاه)

اما بعضی چیزها هست که از آسایش ارزشمند تر ِ

تو، من

اسفند ۲۷ام, ۱۳۹۳ | نوشته‌شده به دست امین در تضاد | شعر - (بدون دیدگاه)

دلم می‏ خواهد کسی باشد که آنقدر دوستش بدارم تا…
آنقدر دوستش بدارم تا…
آنقدر دوستش بدارم تا…

هیچ…”تا”یی ندارد…

(بیشتر…)

دیالوگ: راه

دی ۱۴ام, ۱۳۹۱ | نوشته‌شده به دست امین در تضاد | دیالوگ - (۸ دیدگاه)

– چرا ما سقوط می کنیم؟

+ تا یاد بگیریم خودمون رو بکشیم بالا…
——
خشم ِ غیر قابل مهار، اندوه رو خفه می کنه

تا اینکه خاطره ی اونی که خیلی دوستش داشتی تبدیل به سم تو رگهات میشه

و یه روز به جایی میرسی که آرزو می کنی کاش کسی که دوستش داشتی هرگز وجود نداشت… تا بتونی از دردت رها بشی
——
+ کار داره سخت تر میشه…

– نمی تونی به تنهایی دنیا رو عوض کنی

+ راه دیگه ای دارم؟
——
توی اعماقت ممکنه هنوز همون بچه ای باشی که قبلا بودی،

ولی تو اون چیزی نیستی که درونته

کاری که میکنی شخصیتت رو نشون میده

دیالوگ – بهانه های زندگی

خرداد ۲۶ام, ۱۳۹۱ | نوشته‌شده به دست امین در دیالوگ | وردپرس - (بدون دیدگاه)

(گروهبان بعد از برگشتن از جنگ، به پسر چند ماهه ش): دوست داری با اون بازی کنی نه؟

دوست داری با همه ی این عروسک ها بازی کنی نه؟

تو بابا و مامانت رو دوست داری، شلوار گل گلیت رو

تو همه چیز رو دوست داری. مگه نه؟ آره

میدونی چیه پسر؟

وقتی بزرگتر شدی،

خیلی از چیز هایی که دوست داشتی، اونجور که بودن به نظر نمیرسن

مثل این جعبه اسباب بازی؛‏

شاید به این نتیجه برسی که این فقط یه جعبه است که توش یه عروسکه

و بعد اون معدود چیزهایی که دوست داشتی رو هم فراموش میکنی

و وقتی به سن من برسی، چند تا چیز بیشتر برات باقی نمی مونه

برای من، یکی بیشتر باقی نمونده…‏

۶۵۲ – دیالوگ فیلم

آذر ۱۶ام, ۱۳۹۰ | نوشته‌شده به دست امین در دیالوگ | وردپرس - (۶ دیدگاه)

میدونی من در مورد حس نارضایتی چیکار میکنم؟

با پول تعویضش میکنم

البته اینجوری نمیشه خوشحالی رو خرید

فقط میشه نارضایتی رو دور کرد

————-

+ نمیخوای قرص بخوری؟ اونا سردردت رو خوب میکنن

– نمیشه بدبختی رو با قرص تعویض کرد

————-

– چرا از اینجا نمیری؟

+ اگه کسی رو دوست داری نباید این کار رو باهاش بکنی…

حتی اگه ازش متنفر باشی

میفهمی؟

من از اون متنفر نیستم

من از حالتی که پیدا کرده متنفرم

از مریضی ای که داره متنفرم