یه زندگی؛ غیر فیزیکی…‏
Header

دیالوگ: باور

دی ۱۵ام, ۱۳۹۲ | نوشته‌شده به دست امین در تضاد | دیالوگ - (بدون دیدگاه)

+ درباره‌ی پیت به مردم چی میگیم؟

– بهش میگیم وقتی رفتیم دنبال آذوقه، مُرد

و جون ما رو نجات داد

+ به نظرت واقعاً باور میکنن؟

– مردم چیزی که میخوان رو باور میکنن
همه یه قهرمان رو دوست دارن

دیالوگ: عشق

تیر ۵ام, ۱۳۹۲ | نوشته‌شده به دست امین در تضاد | دیالوگ - (بدون دیدگاه)

+ به تنها چیزی که احتیاج داری عشق ِ
و اینکه خودت رو باور کنی

– ایده ی خوبیه…
ولی توی این قضیه به درد نمیخوره!